بخش عمده‌ائي از متن قرآن مجید، به بازگويي تاريخ يهود و رويارويي آنان با پيامبر آخرالزمان پرداخته و از قوم بني اسرائيل، بيش از بقيه اقوام ياد شده است. قومی که برای رسیدن به امیال خود، از به چاه انداختن برادر خویش که پیامبر خدا بود نیز اِبائی نداشتند و حتی در کمال سنگدلی به بهائی اندک او را فروختند. در گذر زمان شاهد هستیم که این قوم پیامبران الهی را با بدترین نوع تهمت و افتراء رنجانده و حتی دست خود را به خون آنان نیز آلوده نموده و در مبارزه با پیامبران و رهبران واقعی دین با کفار و حاکمان ظالم همدست شده اند.
يهود براي تأثير گذاري بر تاريخ، تلاش فراوان كرده و هزينه‌هاي هنگفتي را براي اين كار و تحريف تاريخ صرف كرده است. ايجاد سيستمي براي حذف و سانسور كتاب‌ها و نوشتارهاي دینی ضديهودي، از اين جمله است. قرآن مجید كلمه تحريف را در مورد يهود كه قهرمان تحريف در جهان هستند و تمايل عجيبي به قلب حقايق و تحريف وقایع دارند، بکار برده  و به صورت يك خصيصه نژادي برای این قوم شناخته شده است.
به تصريح قرآن مجید که می فرماید: لَتَجِدَنَّ اَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِلَّذِینَ اَمَنُوا الیَهُودَ وَ الَّذِینَ اَشرَکُوا ... یعنی: دشمن ترین مردم نسبت به مومنان یهود ومشرکان را خواهی یافت .... *1
پيرامون اين آيه باید گفت: شگرد يهود اين بود كه پيش از آنكه عملياتي را بر ضد پيامبر راه اندازد، مشركان را به ميدان بياورد. در اين آيه، اينكه الَّذِينَ أَشْرَكُوا را با واو به يهود عطف مي‌كند، نشان از نوعي تبعيت دارد. يهود محور اصلي است و دشمني مشركان نسبت به مسلمانان هم به تبع دشمنی يهود است. يعني اگر موتور اصلي خاموش شود، عمليات تبعي هم خاموش خواهد شد. در عمليات مشركان بر ضد پيغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، بايد سرنخ‌هاي توطئه يهود در مكه را بيابيم. اين موضوع در جنگ احد و خندق کاملاً روشن است؛ اما در جنگ بدر بايد بسيار دقت كرد تا سرنخ را يافت.
"پس از هجرت رسول خدا(اللهم صلی علی محمد و آل محمد) به مدينه، گروهي از بزرگان يهود به مكه رفتند. مشركان از آنان پرسيدند: دين ما مشركان بهتر است يا دين محمد(اللهم صلی علی محمد و آل)؟ عالمان يهود گفتند: دين شما بت‌پرستان، از آيين محمد(اللهم صلی علی محمد و آل) برتر است و شما راه‌يافته‌تر از او و پيروانش هستيد. حتی يهوديان به بت‌هاي قريش سجده كردند تا به آنان اطمينان دهند.*2
گروهی از مفسران شأن نزول کلام خداوند سبحان را نیز همين واقعه مي‌دانند كه فرموده است: أَلَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنْ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَي مِنْ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا؛ یعنی: آيا كساني را  كه نصيبي از كتاب داده شده‌اند، نديده‌اي كه به جبت و طاغوت ايمان مي‌آورند و درباره كافران مي‌گويند كه راه اينان از راه مؤمنان به هدايت نزديك‌تر است.*3
پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مي فرمايند: "اگر ده نفر از يهوديان به من ايمان آورده بودند، همه يهود به من ايمان مي آورد."*4
اسناد تاريخي دوران حكومت پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نشان مي دهد كه تعدادي از يهوديان اطراف مدينه، پس از پيروزي هاي سپاه اسلام بر آنان، از روي لجاجت حاضر شدند  بميرند و مسلمان نشوند كه تعدادي از آنان به خاطر كارشكني و موارد متعدد نقض پيمان مجازات شدند و بسياري نيز به عنوان يهوديان اهل ذمه، تحت حكومت اسلام به زندگي خود ادامه دادند. البته عدهء معدودی از يهوديان خيبر و بني قريظه نيز، به مسلمانان پيوستند. با توجه به حديث مذكور، به روشني درمي يابيم كه يهودياني كه از صمیم قلب به اسلام گرویدند، كمتر از ده نفر بودند و در واقع اغلب يهودياني كه به مسلمانان پيوستند، يهوديان مسلمان نمايي بودند كه از آن پس، دشمني خود را با اسلام با نقاب نفاق آغاز كردند و نقش مخرب خود را با آزادي كامل در جامعه اسلامي ايفا نمودند. يهوديانی كه با انواع كينه ها و انتقام جويي ها به ظاهر مسلمان مي شود و تظاهر به دينداري مي كند و در ميان مسلمين نفوذ مي نمايد، خطرناك است. زيرا مي تواند به نام يك مسلمان از همه حقوق اسلامي برخوردار شده، با سياست نفوذ و ضربه، انواع جاسوسي ها را تحقق بخشد، در پست هاي كليدي نفوذ كند و در فرصت هاي مناسب ضربه هاي كاري خود را وارد سازد. اين يهوديانِ مسلمان نما در مدينه به دوستان قديمي خود يعني منافقان پس از فتح مكه و منافقان مهاجر(جبت و طاغوت یا لات و عزی و به زبان ساده، همان گوساله و سامری امت) پيوستند تا با ياري يكديگر ضربات مهلكي بر پيكره نظام نو پاي اسلام وارد آورند. البته دوستي آنان با منافقان مهاجر قديمي تر و مستحكم تر از آن بود که غیر قابل توجه باشد. زيرا منافقان مهاجر به سفارش خود یهودیان به مسلمانان كم تعداد سال هاي اول بعثت پيوسته بودند تا در فرصت هاي مناسب توطئه ها و اقدامات اولياء خود را عليه اسلام اجرا كنند.
بررسي تمامي توطئه هاي اين متحدین ضد اسلام در کتابی ستبر و بزرگ قابل بررسی است و برای جلوگیری از طولانی شدن بحث، نگارنده فقط به بررسي كوتاه و مختصر برخي از مقاطع حساس و بحراني می پردازد.
يكي از برهه هاي مهم و بحث برانگيز تاريخ صدر اسلام، زمان رحلت پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می باشد. پيرامون چگونگي رحلت پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، "در احاديث معتبر وارد شده است كه آن حضرت به شهادت از دنيا رفت. چنان كه صفّار، به سند معتبر از حضرت صادق(ع) روايت كرده است كه در روز خيبر زهر دادند آن حضرت را در دست بزغاله... پس حضرت در مرض موت خود مي فرمود كه امروز پشت مرا در هم شكست، آن لقمه كه در خيبر تناول كردم. هيچ پيغمبر و وصي پيغمبري نيست، مگر آن كه به شهادت از دنيا بيرون مي رود. در روايت ديگر فرمود كه زن يهوديّه، آن حضرت را زهر داد در ذراع گوسفندي... پيوسته آن زهر در بدن آن حضرت اثر مي كرد، تا آن كه به همان علت از دنيا رحلت فرمود."*5
مطابق روايات معتبر، "رسول گرامي اسلام، با شهادت از دنيا رفته‌اند. برخي شهادت حضرت را در اثر سمي دانسته‌اند كه زني يهودي در غزوه خيبر، توسط گوشت مسموم شدهء گوسفند به ايشان خورانده بود".*6
گروهی از مورخین معتقد هستند که "بر اين نظر اشكال وارد است. فاصله عمليات خيبر تا شهادت حضرت رسول الله(اللهم صلی علی محمد و آل محمد) سه سال است. آيا اين زهر سه سال طول كشيده است تا اثر كند؟ بنابراين نمي‌توان پذيرفت كه اين سم مربوط به سه سال پيش در خيبر باشد. شايد در تاريخ دست برده و كلمه «خيبر» را بدان افزوده باشند تا خطي را در كوره راه‌هاي تاريخ گم كنند. تاريخ شهادت رسول الله(اللهم صلی علی محمد و آل محمد) از برهه‌هاي حساس و مهمي بوده است. پيامبر(اللهم صلی علی محمد و آل محمد) سپاه اسامه را آماده نمودند تا به سوي موته پيش رود و شكست پيشين لشکر اسلام در اين منطقه را جبران كند. اگر اسامه در اين نبرد پيروز مي‌شد، سد مستحكم يهود که برای مقابله با سپاه پیامبر آخرالزمان و به نیت دفاع از بیت المقدس طراحی نموده بودند، فرو مي‌ريخت. بنابراين يهود بايد براي جلوگيري از فتح بیت المقدس به دست پيامبر اسلام(اللهم صلی علی محمد و آل محمد) دست به كار شود. از آن سوي با شكست يهود، نفاق نيز در مدينه شكست مي‌خورد و پايگاه اميد خويش را از دست مي‌داد. اگر پيامبر تنها يك ماه ديگر زنده بماند، و اين سپاه به جنبش در آيد، مرگ و نابودی يهود قطعي است. اينجاست كه منافقان مدينه، براي حفظ حيات خويش و يهود، پيامبر را جام زهر مي‌نوشانند."*7
پی نوشت:
*1- قرآن مجید، سوره مائده، آیه 82
*2- کتاب تبار انحراف، صفحات 264-263، با استناد به سيره ابن هشام، جلد1، صفحه562، و التبيان، جلد3، صفحه 223، و مجمع‌البيان، جلد 2، صفحه 92
*3- قرآن مجید، سوره نساء، آيه 51
*4- کتاب نهج الفصاحه، حديث شماره 2461
*5- کتاب منتهی الامال، تالیف شیخ عباس قمی، جلد اول، صفحه 159
*6- هنگامی که حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم لقمه ائی از آن غذای مسموم را در دهان نهادند، حضرت جبرئیل امین علیه السلام از جانب حقّ خبر مسموم بودن غذا را آورد، زن یهودی ادعا کرد قصد آزمودن حقانیت رسول اکرم صلیه الله علیه و آله و سلم را داشته تا صدق مطلب بر او آشکار شود و اگر ایشان بر حقّ نیاشند، با کشتنش به همکسشان و دین خود خدمتی نموده و اگر بر حقّ باشند، خدا او را نگهداشته و از خطر آگاه می نماید. بر اساس بسیاری از روایات اثر آن زهر از طریق اندکی از عصارهء غذا که حین جویدن جذب شده بود، در سالهای بعد باعث شهادت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شد.
*7- كتاب تبار انحراف، صفحات 320 – 319، با استناد به تهذيب الاحكام، جلد 6، صفحه 2 و تفسير عياشي، جلد 1، صفحه200