تفاوت شیطان و ابلیس...
ابلیس مختص بنام شیطان بزرگ است که حضرت آدم را سجده نکرد و سایر شیاطین
ذریه و اولاد اویند ولی شیطان جنس برای مطلق شیاطین است که شامل ابلیس هم
می شود اسم ابلیس حارث و کنیه او ابو مره است و گویند این واژه عبرانی
عزازیل است و به ابلیس لقب داده شده است زیرا که ابلاس به معنای نا امیدی
حیرت زده شدت حزن و اندوهی که از آن نا امیدی حاصل شده باشد آمده است و چون
او تکبر ورزید حضرت آدم را سجده نکرد از درگاه خداوند متعال رانده شد و از
رحمت حق نا امید گشته و از نا امیدی همیشه محزون است .
اما شیطان اگر مشتق از شطن باشد بر وزن فیعال است که به معنای تباعد و دوری آمده است زیرا که هر وقت بندگان خدا ذکر خدا را کنند او دور می شود و یا آنکه از رحمت خدا دور است. و اگر از نشاط مشتق باشد بر وزن فعلان است که به معنای سوختن از شدت غضن آمده است و چون او وقتی دید که بندگان خدا اطاعت پروردگارشان را می نماید از شدت غضب می سوزد بنابراین ابلیس شیطان است ولی هر شیطانی ابلیس نیست زیرا ممکن است آن شیطان از بندگان روی زمین و انس باشد یا از کرات آسمانی. تفاوت دیگر آن است که ابلیس تا روز وقت معلوم نرسیده باشد نمی میرد.
و کشته نمی شود ولی شیاطین دیگر به توسط ملائکه و یا بوسیله عامل دیگر کشته می شود بلی ابلیس مضروب واقع می شود و اعضا و جوارحش قطع می شود..
•
• شیطان پرستان چه کسانی هستند؟ ............................................................................
خداوند متعال چند مورد در قرآن کریم بندگان خود را از پرستش غیر بر حذر داشته و فرموده است ( لا تعبدوا الا الله ) اما جمعی از مشرکان بودند که جن را می پرستیدند و عده ای فرشتگان را و برخی شیاطین را پرستش می نمودند.
آنان نمی توانستند خدا را از جن تمییز دهند و جن را خویشاوند خداوند سبحان می پنداشتند. یکی از طوایفی که از دبر باز مورد پرستش قرار گرفته اند جن های شرور یا به تعبیر دیگر شیاطین می باشند. در تفسیر نمونه آمده است : ( کلبی) در کتاب (الاصنام) نقل می کند یکی از طوایف عرب به نام (بنو ملیح) که شعبه ای از قبیله (خزاعه) بود جن را می پرستیدند حتی گفته می شود که پرستش و عبادت جن و عقیده به الوهیت آنها در میان مذاهب خرافی یونان قدیم و هند نیز وجو داشته است. علامه طباطبایی در این باره می فرماید: جنیان دومین طایفه از طوایف سه گانه هستند که مورد پرستش مشرکین واقع شده اند.
مشرکین سه طایفه از موجودات را می پرستیدند : جن،ملائکه و قدیسین از بشر.از این سه طایفه دو طایفه اول در استحقاق پرستش مقدم بر طایفه سوم می باشند و طایفه سوم هر چند که اگر به حد کمال رسیده باشند از دو طایفه اول برترند ولیکن هر چه باشند ملحق به آن دو طایفه اند.
در جای دیگر در ذیل آیه شریفه 57 سوره نمل می فرماید : اگر در اصول آرای بت پرستان دقت کنیم خواهیم دید که این فرقه، ملائکه را به زعم ایشان منشأ خیر عالمند ، و جن را که باز به پندارشان مرجع شرور عالمند خدایان خود پنداشته و می پرستیدند ، ملائکه را به امید خیرشان و جنیان را از ترس شرشان.به نظر مشرکین خواندن هر اسمی از اسمای خدا پرستیدن همان اسم است یعنی پرستیدن ملک و جن که مظهر آن اسم است و همان جن و ملک معبود آن عبادت است و تعدد خدایان از همین ریشه گرفته است.
دکتر (ایزوتسو) در کتاب خدا و انسان در قرآن نیز بر این مطلب که شیاطین و جنها از سالها قبل از اسلام پرستیده می شده اند مهر تأیید زده می نویسد: علاوه بر آنچه باصطلاح خدایان نامیده می شد در دوران جاهلیت گونه های دیگری از موجودات فوق طبیعی مورد پرستش قرار داشت که بر حسب جاها و قبایل مختلف از آنها می ترسیدند و به درجات مختلف به تقدیس و تکریم آنها می پرداختند. فرشتگان، شیاطین و جنیان، همه اینها در نظام جهان بینی جدید اسلامی وارد شدند، ولی وضع و وظیفه آنها در طرح کلی تغییر اساسی پیدا کرد.
با ظهور اسلام فرشتگان(و جنیان) عنوان آفریدگان محض پیدا کردند و از این لحاظ هیچ تفاوتی با موجودات بشری نداشتند و آفرینش آنان برای آن بود که عبادت خدا کنند و بندگان خاضع و فرمانبردار خدا باشند.
هم اکنون نیز عده ای هستند که در بعضی کشورها شیطان پرست می باشند. هر چند به طور کلی آن دسته از انسانهایی که مرتکب گناه و معصیت می شوند،به دعوت شیطان لبیک می گویند و به نوعی شیطان را پرستش کرده اند..
•
• عقاید و محل سکونت شیطان پرستان ............................................................................
با عرض تأسف هنوز هم شیطان پرستی در این جهان به اصطلاح پیشرفته وجود دارد و طرفدارانش در جاهای مختلفی از جهان پراکنده اند و بیشتر آنان در کشور های اسلامی زندگی می کنند،یزیدیها در زمان معاصر ابلیس را می پرستیدند.
محل زندگی اکثر آنها در ولایت موصل عراق و ناحیه شیخان که مهد دولت آشوری بود می باشد دسته دیگر مقیم کردستان و دو آبادی در حوالی حلب و ناحیه سنجار در 160 کیلومتری موصل و بعضی هم در ارمنستان و ایروان و اطراف تفلیس و قسمتی هم در جنوب ایران ساکنند. ولی از جهت اینکه یکی از برنامه های آیین آنها مخفی داشتن مذهب خودشان است، اطلاعاتی کافی از ریشه و برنامه دین آنها در دسترس نیست.
ابلیسان از دل و جان و خلوص نیت شیطان را می پرستیدند و نجات دنیا و آخرت را در پرستش ابلیس عظیم و مقتدر می دانند و معتقدند که کلید سعادت و تمام ناز و نعمت دنیا در دست شیطان است و اعتماد و اتکای به ابلیس دارای هر کس او را پرستش کند، از موهبت او برخوردار می باشد و هر کس از شیطان بزرگ و مقتدر، روی برگرداند،به روزگار ذلت فقر و بدبختی به سر خواهد برد.علی رغم این پرستش بر این پندارند که ابلیس پس از وقوع درگیری میان او و خدا سقوط می کند و در عین حال معتقدند بعدها با خدا سازش و صلح می نماید و دوباره مقام والای از دست رفته خود را باز میابد.
شیطان پرستان جهان می گویند: شخصی به نام (شداد) دست نیاز به سوی شیطان دراز کرد و شیطان نیز خواسته او را برآورده کرد و از ایمان او خوشحال گردیده و برای او بهشتی ساخت که سراسر عمر خود را در آن بسر برد.ولی پیغمبران که شیطان را از آستانه خود راندند هر یک به مصیبتی گرفتار آمدند. چنانکه نوح دچار طوفان و یوسف مبتلای زندان گشت. گذشته از آن غالب مردمان جهان در هر عهد و دورانی پیرو شیطان بوده و خواهند بود هر چند که این پیروی و اطاعت برای مدت محدودی باشد..
•
• آثار ادیان مختلف در آیین شیطان پرستان ............................................................................
(اسپروا) مستشرق معروف در مورد یزیدیان می نویسد: آثار ادیان مختلف در آیین شیطان پرستان پدیدار است مثلا از آداب بت پرستی، فقط از پرستش خورشید و ماه در مغز آنها باقی است و از آثار دیانت یهود، حلیت و حرمت بعضی از خوراکیها و ازآثار مسیحیت، خاصه عقاید نسطوری، غسل تعمید و نان مقدس و زیارت کلیسا و صرف شراب در میان آنها باقی است و از عناصر اسلامی، ختنه،قربانی،زیارت و کندن کتیبه ها بر قبور موجود است و از آثار تصوف،پنهان کردن و سرو خلسهو پرستش جماعتی از مشایخ و از دین صابعین،تناسخ و حلول باقی است.
85نفر دختر و پسر جوان مصری در میان دانشگاههای مصر،سازمان و فرقه ای را جهت تبلیغ شیطان پرستی به وجود آورده اند.
افکار و عقاید پیروان گروه شیطان پرستان که بر اساس آنچه تحقیقات نشان داده وابسته به طبقه ثروتمند و مرفه مصر و از آن جمله فرزندان برخی از مسئولان بلند پایه سیاسی، هنرمندان و روزنامه نگاران هستند، عقاید آنان بر این اساس استوار است که خداوند به شیطان ظلم کرده و بدون اینکه به او اجازه دفاع از خود بدهد، او را از بهشت بیرون کرد از این رو باید او را پرستش کرد زیرا به گفته آنان او برای پرستش شایسته تر از خداست چون با شجاعت با خدا مخالفت کرد.
رهبر این گروه که جوانی به نام (عمادالدین حمدی) است و لقب خدمتگزار شیطان را داردو تأکید کرده است که بارها توانسته شیطان را فراخواند و با او به گفتگو بپردازد و شیطان همه خواسته های او را برآورده کرده است...
•
• مراسم نیایش شیطان پرستان ..............................................................................
این گروه مراسم و برنامه های خاص نیایش را دارندکه بارزترین آنها بدین قرار است: «اعضای این گروه به گورستانها و مخصوصاً به گورستان "کومنولث" شهرک مصر در قاهره می رفتند و اجساد مردگان را از قبر ها بیرون می آوردند و صلیب شکسته و ستاره شش پر داودی یا ستاره پنج پر را در جسد مرده فرو می کردند و سپس برای تقرب به شیطان دور آن می گشتند.
همچنین قربانی هایی برای شیطان تقدیم می کردندکه عبارت بود از ذبح گربه ماده یا سگ که پس از کشتن این حیوانات خون آنها را به صورتها و دستهای خود می مالیدندو در یک دایره می چرخیدند تا شیطان از آنها راضی شود و اگر حیوانی برای قربانی نمی یافتند دست خود را زخمی می کردند تا خون جاری شود و سپس خون خود را به صورتهای خود می مالیدند و آنگاه نسخه ای از قرآن مجید را پاره پاره می کردند و بعد در حالی که صدای موسیقی مشهور "راک" نواخته می شد به استعمال مواد مخدر و حشیش می پرداختند»..
•
• چگونگی نفوذ شیطان پرستان در مصر ............................................................................
شیطان پرستی توسط سه جوان مصری از طبقه ثروتمند این کشور به قاهرا نفوذ کرده است این سه تن سفری به آمریکا کردند و در آنجا دو نفر از آنان به گروه شیطان پرستان امریکا پیوستند و سومی به خرید و فروش مواد مخدر روی آورد.این سه تن وقتی به مصر برگشتند شروع به تبلیغ شیطان پرستی توسط دختر جوانی کردند و کسی را که پس از عضویت در این گروه استعفا می داد تهدید به قتل می کردند...
•
• نقش صهیونیست ها در ترویج شیطان پرستی ............................................................................
همچنین پیروان گروه شیطان پرست مصر با گروهی از جمعیت صهیونیستی "ایلات" دیدار کردند(جمعیت ایلات پیرو فرقه شیطان است که اکنون در اسرائیل پیروانی دارد)
دیدار از این دو گروه در مصر و در منطقه"طابا" و صحرای سینا صورت گرفت و طرح نخستین اردوی مشترک بین پیروان گروه شیطان پرستان مصر و اسرائیل توسط پسر یکی از مسئولان بلند پایه مصر تنظیم شد.
در این سفر هر دو گروه در جنوب سینا مستقر شدند و مراسم دینی خاص خود را در این سرزمین به جای آوردند.این شخص سوره "حشر" را به عنوان مسخره همراه با موسیقی خوانده است.
اوراد و اذکاری که این گروه می خوانند و در نوارهای کاست ضبط شده و اوراد قدیمی می باشد. اجتماعات و مراسم شیطان پرستان در روزهای شنبه برگزار می شود. این روز از نظر یهود روزی مقدس است.
پیروان این فرقه علامتها و نشانه های خاص دارند که از آن جمله دایره ای است که درون ستاره ای وارونه به اضافه دو صلیب وارونه و ستاره داودی قرار دارد و همچنین معتقدند که دو جا برای تجاوز به دختران مناسب است نخست گورستانها و دیگر ساحل دریا به هنگام شب.آنان عقیده دارند که با تجاوز به دختران،تخم شیطان در رحم آنان قرار می دهند..
•
• چگونگی پیدایش و شکل گیری شیطان پرستان در مصر ............................................................................
گروه شیطان پرستان در سال 1993 میلادی به صورت پنهانی در مصر تأسیس گردید و از آن تاریخ اعضاء و پیروان آن در محافل اشرافی و فرزندان طبقه ثروتمند مصر افزایش و گسترش یافت و کاخ متروک "بارون" را در ناحیه مصر جدید در قاهره محل برگزاری مراسم خاص مذهبی و اجتماعات خویش قرار دادند و به تدریج پیروان بیشتری یافتند تا آنجا که باشگاهی به نام (قدر احسن) تأسیس کردند و گروه خود را گروه اتحاد مرگ نامیدند.نکته قابل توجه این است که گروه شیطان پرستان با کمال آزادی به فعالیت خود ادامه دادند و مراسم مذهبی خود را در کازینوهایی در منطقه اهرام مصر، معادی و استان اسکندریه برگزار می کردند، یکبار در جشنی که شرکت تولید سیگار (مالبورو) ترتیب داده بود،شرکت کردند و هویت و عبادات خود را اعلام کردند و زیرپوشهایی پوشیدند که بر روی آنها ناسزا و اهانت به ذات مقدس پروردگار و ادیان آسمانی نوشته بود.مؤسسات اسلامی مصر و گروههای سیاسی و نیروهای ملی این کشور این گروه را سخت مورد انتقاد قرار دادند و تأکید کردندکه پوچ گرایی و خلأ دینی که این گروه گرفتار آن بوده اند، موجب ارتداد آنان از اسلام شده است. همچنین دستگاههای اطلاعاتی و آموزشی و تبلیغی مصر در برابر انحراف این جوانان مسئول شناخته شده و مورد انتقاد قرار گرفتند.
استاد (سید عسکر) دبیر مجمع بررسی های اسلامی، از طرف جبهه علمای الازهر، در گفتگو با مجله (العالم)تأکید کرد:سرکوبی و بیداری اسلامی توسط دولت مصر به منظور خشکاندن ریشه این بیداری، علت اصلی نفوذ گروه شیطان پرستان است.او خواستار توافق و سازش میان دولت و حکومت اسلامی در مصر شد و تأکید کردکه این سازش،آثار و نتایج خوبی برای این کشور خواهد داشت..
•
• شیطان در مذهب بودا ............................................................................
در این دین شیطان مظهر زشتی و پلیدی است و مردم از اطاعت آن باز داشته شده اند.
در کتاب (فروغ خاور) آمده است که:به موجب عقیده بودائی، شیطان نه تنها وارد کننده رنج در جهان،بلکه صاحب هر رنج و بدی و محرک بزرگ تمام اندیشه و گفتارها و کردارهای زشت در وجود انسان است..
•
• شکل و شمایل شیطان در عقیده بودائیان ............................................................................
آنها معتقدند که (شیطان) یا (مارا) به شکلهای مختلفی دیده می شود. گاهی به شکل یک پیرمرد برهمن خزیده و تنگ نفس، گاهی به صورت یک دهقان، گاهی به شکل یک فیل و یا پادشاه. تا برای فریب دادن مردان پاک و مقدس اقدام نماید.برخی از بودائیان اعتقاد دارند به اینکه شیطان به اندازه یک کوه پول دارد و کسانی را که علاقه پایان ناپذیر و حرص فراوان به پول و مال دنیا دارند با پرداخت مقداری پول می خرد و همیشه از این معامله راضی است و هیچ وقت هم پولهایش تمام نمی شود. از نظر بودائیها ،از میان تمام دامهایی که شیطان برای فریب آدم گسترده، زن خطرناکترین آنهاست.به طوری که نوشته اند تا مدتها بودا جز مردان، هیچ زنی را به کیش و آیین خود نمی پذیرفت.ولی سرانجام در اثر اصرار نامادری بودا(ماها پاچاپاتی) او با کمال کراهت راضی شد که زنان هم در شمارگردان او پذیرفته شوند..
•
• چگونگی پیروز شدن بودا بر شیطان ............................................................................
کتاب (ادبیات و ادیان) از (سنار sonart) یکی از دانشمندان هند شناس فرانسه که راجع به مذاهب هند تحقیقات بسیار کرده است نقل می کند که می گوید: همچون آفتاب که از درون ابرهای تیره شب بیرون می آید، بودا نیز از درون تیرگی های ماری به نام مایا(Maya) سر بر می آورد و هنگام زاده شدن او، یک شعاع نورانی پیدا شد و تمام جهان را می پیماید و (مایا) مانند ابرهای صبحگاهی در برابر نور خورشید می میرد.
همانگونه که رب النوع خورشید با شیطان طوفان می جنگد (بودا) نیز در جنگ سختی بر ضد (مارا MARA ( (شیطان،ابلیس) یعنی آن شیطان بدخواه در زیر درخت مقدس فاتح می گردد بودا به راه می افتد تا جهانیان را پند دهد و قانون مقدس خود را بر آنان ابلاغ فرماید..
•
• شیطان در دین زرتشت ............................................................................
در این مذهب نیز همچون دیگر مذاهب،شیطان مظهر زشتی و دروغ و جنگ و تفرقه است ، زرتشتیان این موجود خبیث را (اهرمن) یا ( اهریمن) می نامند.
اهریمن نیروی نابکار و ناپاکی است که دائم با (اهورامزدا) مظهر پاکی و نیکی، در جدال است و بالاخره روزی شکست می خورد.آنها حتی حیواناتی چون مورچه را به علل مختصر آزاری که به شهر می رساند از نوادگان شیطان می دانند.
شهید مطهری(ره) در این باره می نویسد: ممکن است تصور شود که در آیین زرتشتی، فکر ثنوی (یزدان-اهریمن) وجود دارد، در دین اسلام هم عقیده (خدا و شیطان) به صورت دو قطب مخالف یکدیگر مطرح است، چه فرق است میان اهریمن کیش زرتشتی و شیطان دین اسلام؟ میان اندیشه اهریمن در کیش زرتشتی و آیین مزدایی، و اندیشه شیطان در آیین اسلامی تفاوت از زمین تا آسمان است. در تعلیمات اوستایی از موجودی به نام (انگره منیور)یا اهریمن نام برده شده است و خلقت همه بدیها و شرها و آفات و موجودات زیان آور از قبیل بیماریها، درنده ها، گزنده ها، مارها، عقربها، زمین های بی حاصل، خشکسالی و امثال آنها به او نسبت داده شده است نه به (اهورامزدا) که خدای بزرگ است و نه به (سپنت منیور)که رقیب(انگره منیور) است.
زرتشتیان قائلند که آنچه در عالم خیر و خوبی وجود دارد خالق آنها یزدان است و آنچه در عالم شر وبدی وجود دارد خالق آنها اهریمن است و بعضی از آنها می گویند که ابلیس قدیم و ازلیست و عده دیگری می گویند ابلیس قدیم و ازلی نیست بلکه حادث است و خالق او یزدان است و می گویند یزدان لشکری به نام فرشته(ملائکه) و اهریمن لشکری به نام دیو(شیطان) دارد. لشکر یزدان همیشه مردم را به خوبیها دعوت می کند و لشکر اهریمن همیشه مردم را به بدیها وسوسه می کند یزدان با لشکرش (ملائکه) همیشه مهار به جنگ با اهریمن و لشکرش(شیاطین) دارند..
•
• شیطان در دین مسیحیت ............................................................................
شیطان از نظر نصاری، انسان را از رهگذر طغیان، دشمن خدا می گرداند و در تعالیم آباء کلیسا آمده است.
ابلیس، رئیس و سرپرست عصیان در میان فرشتگان، دشمن خدا، مبدأ گناه و وسیله رسیدن به معاصی می باشد. به عقیده آنان ابلیس به سلطان این جهان نامبردار است و جهان بت پرستی برآورده صنع اوست لکن مسیح شوکت و اقتدار او را در هم شکسته و نیروی نفوذ فرمان او را تضعیف کرده تا آنجا که مسیحیت توانست بر وی چیره گردد.
او دارای مقام نخست در میان ساحران است برای اینکه پادشاه (ارواح سفلیه) نزد مسیحیان و شعرای قرون وسطی است. این شعرا منظومه هایی خرافی درباره ابلیس ساختند و تابلویی از شعر در گزارش شکل و شمایل او پرداختند مبنی بر اینکه ابلیس، موجودی سیاه چرده، دارای چشمانی است که لهیب آتش از آنها بیرون می زند و بوی گوگرد را در فضا می پراکند، شاخ و دم و ناخنهای واژه گونه و سم شکافته ای دارد..
در اوائل قرن نوزدهم بعضي از اشراف انگلستان ـ که عضو گروه فراماسونري (Ordo Temple Orientis) بودند ـ به رهبري سرفرانسيس داشود، گروه شيطانپرستان به نام باشگاه آتش جهنم را در شهر لندن تأسيس نمودند و از اوائل قرن نوزدهم شهر لندن، مرکز شيطانپرستان در اروپا شد.
استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسي، فعاليت اصلي اين گروههاي شيطانپرست را تشکيل ميداد. در دهه 1960 م شيطانپرستي توسط سرمايه داران يهود مورد حمايت قرار گرفت و چند گروه شيطانپرست در انگلستان و ايالات متحده آمريکا به وجود آمد که معروفترين آنها تشکيل «کليساي شيطان» در شهر سانفرانسيسکو ميباشد.
ظهور فرقه هاي جديد طي قرون اخير به باور برخي بروز خلاقيت عنوان مي شود اما خلاقيتي شيطاني. ظهور و بروز گروه ها و فرقه هاي جديدالتاسيس در غرب را شايد بتوان معلول بسياري از علت هاي نهفته در بي فرهنگي، لاقيدي و بي توجهي به نظام و ماهيت خانواده اصيل و اقتدار گرا دانست که صدور آن به ديگر ممالک به ويژه سرزمين هاي شرق دور از هدف نيست.
همانگونه که رپ(Rap) و هوي متال( Heavymetal ) نيز با هجوم فرهنگي از مرز آب ها فراتر رفت و با موج هاي سرکش تسخير فرهنگي به خاور رسيد و کم و بيش طرفداراني هم جذب کرد. رپ از اصلي ترين سبک هاي موسيقي است که در آن از رکيک ترين الفاظ استفاده مي شود و شنونده را به پرخاشگري، خشونت، وحشت، بي نظمي، مرگ، درد، سرعت و وهم دعوت مي کند و هوي متال نيز ماهيتي جز اين ندارد......
مدخل جهنم با پيشينه اي هزار ساله!
شيطان پرستي يکي از فرقه هايي است که برخي به آن پيشينه هزاران ساله ميدهند و دليل آن را نيز پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش و يا در نظر گرفتن دو خداي ضد هم يعني خداي خير و شر ميدانند.
شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي کند که هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريک ميگويند. شيطان پرستان حقيقتي را جستجو مي کند که در اين جهان يافت نمي شود. خود کشي توجيهي اينگونه دارد که اگر از آنها بپرسي چرا خودت را مي کشي؟ پاسخ خواهند داد: مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد. با اين همه عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.
برخي کشورها در استقبال چشمگير از اين گروه ها پيشتاز بودند به طوري که در کنار خودکشي دسته جمعي پيروان داويد کوروس در آمريکا که خودسوزي دسته جمعي کردند، کشتن مسافران مترو در ژاپن نيز از جمله اعمال افراطي گروه هاي شيطان پرست مي باشد. به خصوص که اين فرقه ها اغلب در کشورهاي صنعتي که آدم ها خود را تنها احساس مي کنند بروز و ظهور شديد مي يابد؛ مثل ژاپن و آمريکا.
البته شدت عمل اين افراد هم بستگي به شدت اعتقادات اين افراد به روح شيطاني شيطان پرستان دارد و رهبر گروهي که به آن مي پيوندند. انواع خفيف تر جرم اين افراد و مظالمشان را مي توان به قرباني کردن کودکان عنوان کرد و خفيفتر از آن را در قالب گروههاي موسيقي که به دنيا فحش و ناسزا مي دهند و با افتخار مي گويند ما شيطان پرست هستيم دانست.
فرقه هاي قديمي شيطان پرستي جريان خود را ديني بر مي شمارند و داراي آيين هاي اعتقادي مختص خود مي باشند اما فرقههاي نوظهور شيطان پرستي را نميتوان يک فرقه ديني و عقيدتي برشمرد چرا که حتي فرقه ها و آيين هاي دست ساخت بشر هرگز به معرفي آيين خود با انجام اعمال غيرانساني و وحشي گري تمايلي ندارند. در حالي که شيطان پرستان نوظهور به منظور افزايش توحش گروه به استعمال مواد تخديري و متعاقب آن انجام برخي اعمال غير انساني نيز مي پردازند.
اجنه در تسخير شياطين
همانطور که از گوشه و کنار اخباري از فعاليت اين گروه ها در سراسر جهان به گوش مي رسد، شيطان پرستان داراي مجموعه اي از اعتقادات هستند که در کتاب انجيل شيطاني آمده است.
انجيل شيطاني کتابيست که شيطان پرستان از آن براي عبادات خود و همچنين استفاده در مراسم خود استفاده مي کنند. اين کتاب شامل کلمات عبري و يوناني و انگليسي، شامل اسامي شيطان و دعوت از او براي قدرت دادن به شيطان پرستان است. در اين کتاب بسياري از دعاهاي آن برخلاف دعاهاي مسيحيت و انجيل و همچنين بسياري از شعائر آن براي قدر نهادن به عظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است.
کليساي شيطان پرستي در قرون وسطا به عنوان مکاني براي انجام مراسم شيطان پرستي استفاده مي شد و جايي بود که در آن تنها و تنها محل قرارهاي شيطان پرستان قديمي و انجام مراسم خود در آن بود.
اما امروزه کليساي شيطان پرستي محلي است براي عبادت شيطان پرستان که اکثرا به صورت زير زميني به کار خود ادامه مي دهند و در شيطان پرستي جديد اين مکان به نام کليساي شيطان براي انجام مراسم ارضاي جنسي مورد استفاده قرار مي گرفت که اکنون محلي است براي انجام اکثر مراسم شيطان پرستي جديد!
کليساي شيطان در 30 آوريل 1966 توسط آنتون لاوي تاسيس شد. پس از مرگش اداره آن به همسرش بلانش بارتون رسيد و در حال حاضر نيز توسط يکي از اعضاي قديمي آن يعني پيتر گيلمور اداره مي شود.
اين کليسا تنها مکاني است که بر اساس قوانين آن، با استفاده از کمک هاي مالي دولتها برقرار نيست بلکه اعضاي آن براي ورود به آن بايد پول بپردازند در ضمن کودکان نيز تا زماني که توانايي درک فلسفه آنها را پيدا نکرده اند اجازه ورود به آنجا را ندارند. در ضمن ورود افراد غيرشيطان پرست به آنجا بدون ايراد عنوان مي شود.
در شيطان پرستي، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکي و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روح هاي! پليد و شيطاني نيز براي رسيدن به اهداف خود استفاده ميشود و در نهايت معناي شيطان پرستي، پرستش قدرت پليدي است.
به طور کلي دو تعريف براي گروههاي شيطان پرستي در نظر افراد وجود دارد. تعريف اول: هر گروهي که شيطان را که عاري از مفاهيم غيرطبيعي مربوط به پليدي و زشتي است، به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند که معمولاً از آن به عنوان الهه سياه نيز ياد ميکنند و آن را منتسب به طبيعت «حقيقي» انسان(!) مينامند.
تعريف دومي نيز بر شيطان پرستي حاکم است و مبتني بر اين مساله است: گروههايي که از دين مسيحيت تبعيت نکرده و يا عيسي را با خصوصياتي که در دين مسيح تعريف شده است، قبول ندارند. اين تعريف معمولاً توسط بنيادگرايان مسيحي مورد استفاده قرار ميگيرد و بر مبناي اين تعريف بسياري از گروهها را شيطان پرست مينامند.
گورگومورو يا گوگوري مگوري هاي شيطاني!
جهت آشنايي با افکار شيطاني اين گروه ها بي مناسبت نيست نگاهي اجمالي به آرا و علامت هاي اين گروه داشته باشيم.
«کتاب لوسيفر»، «کتاب بليل Book of Belial » و «کتاب لويتان Book of Leviathan» که هر کدام در فصل اول، احکام 9 گانه شيطان پرستي را به قرار ذيل برشمرده اند.
1. شيطان به جاي رياضت نماينده افراط است.
2. شيطان به جاي اينکه نماياننده توهم هاي معنوي باشد نماينده زندگي مادي است. (همه مسائل و تجارب غيرمادي و معنوي از ديد آنها توهم و دروغ و تظاهر خوانده مي شود.)
3. شيطان نشان دهنده عقل پاک است به جاي خودفريبي متظاهرانه.
4. شيطان نشانه عشق به افرادي است که لياقتش را دارند نه هدر دادن آن براي افراد نمک نشناس. ( درست بعکس مسيحيت و ساير اديان که عشق به انسانها را به انسانها را آموزش مي دهد)
5. شيطان به ما انتقام جويي را به جاي برگرداندن طرف ديگر صورت نشان مي دهد. (درست برخلاف کلام حضرت عيسي(ع)، در اسلام نيز در برابر ظلم سکوت نمي کند اما پاسخ يک سيلي را فقط يک سيلي مي داند و بس!)
6. شيطان به ما مسئوليت در برابر مسئول را به جاي مسئوليت در برابر موجودات ترسناک خيالي را مي آموزد. (يعني اعتقاد به معاد و بهشت و جهنم را تنها عامل انسانيت افراد با ايمان مي داند و همچنين خود را فقط در برابر کسي مسئول مي داند که در برابرش مسئوليت دارد نه ساير افرادي که ممکن است درگير عملي شوند که او انجام مي دهد(!!))
7. شيطان مي گويد که انسان حيوان ديگري است، گاه برتر و اکثر مواقع به دليل «روح خدايي و پيشرفت ذهني اش که از او بدطينت ترين حيوان را ساخته است» پست تر است.
8. شيطان آنچه را که گناه مي نامند را عواملي براي ارضاي نيازهاي فيزيکي، حسي و ذهني مي داند.(يعني گناهان را براي ارضاء نيازهاي انساني لازم(!) مي داند.)
9. شيطان بهترين دوست کليساست زيرا آن را سالها مشغول کرده.(!)
بخوانيد و آمين ...
بد نيست با هم برخي بخش هاي اين کتاب را به صورت گزيده مرور کنيم:
«به نام خداي بزرگ ما؛ شيطان؛ به شما فرمان مي دهم که از دنياي سياه بيرون آييد. به نام چهار شهريار سياه جهنم؛ پيش آييد. شيطان؛ جام باده لذت را بردار. اين جام پر از اکسير زندگي است؛ و آنرا با نيروي جادوي سياه انباشته کن. اين نيرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامي آن است. آمين...(!!)»
و يا در بخشي ديگر از اين کتاب آمده است:
«اي دوست و همدم شب؛ تو از صداي سگ ها و ريختن خون شاد مي شوي؛ تو در ميان سايه هاي قبور مي گردي؛ تو تشنه خون هستي و بشر را تهديد مي کني گور گومورو؛ ماه هزار چهره؛ به قربانيان ما با نظر مساعد بنگر. دروازه هاي جهنم را بگشا و بيرون بيا ... .»
در اين فصل به رابطه ميان صهيونيسم و يهوديت و ارتباط آن با شكلگيري و دوام شيطانيسم ميپردازيم .
لازم به ذكر است كه متون ديني يهود و عمدهترين عامل ايجاد اين نحله فاسد فلسفي و فرهنگي (بخوانيد ضدفرهنگي) بوده است .
1. متون
از منظر يهودي و نقش آنها در شكلگيري شيطانپرستي چند نكته ذيل قابل توجه است .
1ـ1 براساس آموزههاي يهودي و عبراني شيطان نه يك موجود بد ، بلكه يك فرشته خادم براي آزمايش انسانها است .
2ـ1 در مكاشفات نيز به عدد 666 عدد مقدس شيطانپرستان اشاراتي شده و آن عدد وحش توصيف شده است كه بايد شمرده شود .
3ـ1 خواهناخواه متون يهودي منبع برداشت براي مسيحيان نيز قلمداد ميشوند و نگاه خاصي يهوديت به شيطان تاثيرات فراواني را بر مسيحيت داشته است .
2. تصوف يهودي (كابالا)
كابالا يا قبالا يا همان تصوف يهودي آئيني است كه به نوع خاصي از رياضت هاي شيطاني يهوديت دلالت دارد .
برابر نظريات كارشناسان ملل و نحل اين فرقه تحت تاثير عرفان و تصوف اسلامي در اثر همنشيني مسلمانان آندلس با برخي از يهوديان تشكيل شده است .
كابالا بخش رمزآلود و بسيار سري دين يهودي طي 500 سال اخير محسوب شده و عمده تحولات جهان توسط كاباليستها دنبال ميشود .
كريستف كلمب و همكارانش همگي كاباليست بودند و از فنون جادوگري كابلايي و منجمان آن در راه پيدا كردن قاره آمريكا بهرهبرداري نمودند . كابالا عميقا بر برخي باورهاي خرافي همچون جادوگري استوار است و رسماً براي آن تقدس قائل است و اين عمدهترين نقطه اشتراك شيطانپرستي در گذشته و حال با شيطانپرستي است .
هماكنون اصطلاح كابالا وصفكننده تمرين آئين و دانش محرمانه يهود است . مهمترين منابع و كتب كاباليستي كه به عنوان ستون فقرات و پايه اصلي آئين كابالا درآمدند ، شامل مجموعه كتب عبري " بهير " (به معناي كتاب روشنايي) و " هيچالوت " (به معناي كاخها) ميشوند كه به قرن اول ميلادي بازميگردند . نهايتاً در قرن سيزدهم ميلادي كتاب " زوهار " نوشت شد كه تفكر و شكل كنوني " آئين كابالا " را تشكيل داد .
دكتر " عبدا... شهبازي " نويسنده مجموعه كتابهاي زرسالاران يهودي و پارسي و متخصص تاريخ ، در پايگاه خود درباره فرقه كابالا مقاله جامعي دارد و ديدگاههاي وي با آنچه در دانشنامه ويكي پديا آمدهاست ، متفاوت است .
شهبازي در قسمت نخست مقاله خود درباره تعريف كابالا مينويسد :
" كابالا نامي است كه بر تصوف يهودي اطلاق ميشود و تلفظ اروپايي " كباله " عبري است به معني " قديمي " و " كهن " . " اين واژه به شكل " قباله " براي ما آشناست .
پيروان آئين كابالا يا كاباليستها اين مكتب را " دانش سري و پنهان " خاخامهاي يهودي ميخوانند و براي آن پيشينهاي كهن قائلاند . براي نمونه ، مادام بلاواتسكي رهبر فرقه تئوسوفي ، مدعي است كه كابالا (قباله) در اصل كتابي است رمزگونه كه از سوي خداوند به پيامبران ، آدم و نوح و ابراهيم و موسي نازل شد و حاوي دانش پنهان قوم بنياسرائيل بود . به ادعاي بلاواتسكي ، نه تنها پيامبران بلكه تمامي شخصيتهاي مهم فرهنگي و سياسي و حتي نظامي تاريخ چون افلاطون و ارسطو و اسكندر و غيره ، دانش خود را از اين كتاب گرفتهاند . مادام بلاواتسكي برخي از متفكرين غربي ، چون اسپينوزا و بيكن و نيوتون را از پيروان آئين كابالا ميداند .
شهبازي در رد اين ادعا ميگويد :
" اين ادعا نه تنها پذيرفتني نيست بلكه براي تصوف يهودي ، به عنوان " يك مكتب مستقل فكري " پيشينه جدي نميتواند يافت . "
شهبازي ديرينه مكتب كابالا را به اوايل سده سيزدهم ميلادي محدود كرده و ماقبل آن را گرتهبرداري يهوديان از مكتب فيلو اسكندراني در فرهنگ هلني و فلسفه يوناني و كپيبرداري از آموزههاي عرفاني مكتب اسلام ميداند .
وي در قسمت دوم مقاله خود مينويسد :
" سرآغاز طريقت كابالا به اوايل سده سيزدهم ميلادي و به اسحاق كور (1160 ـ 1235 م) ميرسد . او در بندر ناربون (جنوب فرانسه) ميزيست و برخي نظرات عرفاني بيان ميداشت . "
وي در جايي از قسمت اول مقاله خود درباره گذشته تصوف يهود ، پيش از ظهور كابالا ، مينويسد :
" مشاركت يهوديان در نحلههاي فكري رازآميز و عرفاني به فيلواسكندراني در اوايل سده اول ميلادي ميرسد . "
سپس ميافزايد :
" در دوران اسلامي نيز چنين است . نحلههاي فكري گسترده عرفاني رازآميز كه در فضاي فرهنگ اسلامي پديد شد بر يهوديان نيز تاثير گذارد و برخي متفكرين يهودي آشنا با مباحث عرفاني پديد شدند كه مهمترين آنان ابويوسف يعقوب اسحاق القرقساني (سده چهارم هجري / دهم ميلادي) است . "
شهبازي درباره نمونه تاثيرات فرهنگ اسلامي بر تصوف يهود مينويسد :
" بسياري از مفاهيم آن [كابالا] شكل عبري مفاهيم رايج رد فلسفه و عرفان اسلامي است . در واقع انديشهپردازان مكتب كابالا ، به دليل زندگي در فضاي فرهنگ اسلامي و آشنايي با زبان عربي ، به اقتباس از متون مفصل عرفان اسلامي دست زدند و با تاويلهاي خود به آن روح و صبغه يهودي دادند . اين كاري است كه يهوديان در شاخههاي متنوع علوم و دانش انجام دادند . براي نمونه بايد به مفاهيم " هوخمه " (حكمت) ، " كدش " (قدس) ، " نفش " (نفس) ، " نفش مدبرت " (نفس مدبره) ، " نفش سيخلت " (نفس عاقله) ، " نفش حي " (نفس حياتبخش) ، " روح " و ... در كابالا اشاره كرد .
مكتب كابالا نيز به دو بخش " حكمت نظري " و " حكمت علمي " تقسيم ميشود . در تصوف كابالا بحثهاي مفصلي درباره خداوند و خلقت وجود دارد كه مشابه عرفان اسلامي است به ويژه در تاريك فراوان آن بر مفهوم " نور " و مراحل تجلي آن . "
اين استاد تاريخ در انتهاي بحث خود ميافزايد :
" آنچه از زاويه تحليل سياسي حائزاهميت است ، " شيطانشناسي " و " پيام مسيحايي " اين مكتب است و دقيقاً اين مفاهيم است كه كابالا را به عنوان يك ايدئولوژي سياسي معنادار ميكند . "
مناسك جنسي در فرقه كابالا
مسئله ديگري كه در فرقه كابالا حائز اهميت است مناسك جنسي اين فرقه است كه از نيمه سده هجدهم و براساس آموزههاي فري به نام يعقوب بن يهودا ليب ، كه با نام ياكوب فرانك (1719 ـ 1726) شهرت دارد ، ظهور كرد .
ياكوب فرانك شاخه " فرانكسيت " فرقه كابالا را بر بنياد ميراث شاخههاي متعلق به " شابتاي زوي " و " ناتان غزهاي " بنا نهاد . وي كه به يك خانواده بنا نهاد . وي كه به يك خانواده ثروتمند تاجر و پيمانكار يهودي ساكن اوكراين تعلق داشت و همسرش نيز از يك خانواده ثروتمند تاجر بود ، در جوانب به طريقت كابالا جذب شد ، كتاب " ظُهَر " (Zohare) (كتابي كه موسيبن شم تاولئوني در سالهاي 1280 ـ 1286 ميلادي نوشت و با تدوين اين كتاب ، تصوف رازاميز كابالا به صورت يك نظام فكري و عملي سازمانسافته و منسجم درآمد و شكل نهايي يافت) را خواند و به عضويت شاخه شابتايزوي درآمد . در دسامبر 1755 فرانك از سوي سران فرقه دونمه براي تصدي رياست اين فرقه در لهستان به همراه دو خاخام راهي زادگاه خود شد . فرانك در راس فرقه شابتاي در پودوليا قرار گرفت ولي كمي بعد ، در ژانويه 1756 كارش به رسوايي كشيد .
زماني كه فرانك و پيروانش در يك خانه در بسته مشغول اجراي مناسك جنسي مرسوم در فرقه شابتاي بودند ، به علت باز شدن تصادفي پنجرهها ، مردم مطلع شدند و ... .
يكي از مواردي كه توانسته از كابالا به شيطانپرستي راه يابد نماد " پنتاگرام " يا ستاره پنج پر است كه در بخش بعدي اشاره بدان خواهد شد . اين نماد به مثابه ابزاري براي جادوگران كاباليست مورد استفاده قرار ميگرفته .
همچنين شنيدني است كه بخش عمدهاي از بازيگران و خوانندگان فحشا محور جهان همچون " مدونا " كاباليست ميباشند . " مدونا " سال 2005 رسما عضويتش را در گروه هاي كابالا اعلام كرد و نام يهودي " استر " را بر خود نهاد.
نقطه ديگر اشتراك كابالا با شيطانپرستي ديدگاه جنسي اين دوست كه در هر دو نحله فاسد لذت جنسي در اولويت قرار دارد .
بنيانگذاران كابالا همان افرادي هستند كه سپس نهضتي !!! را با عنوان " پرستش زنان " تشكيل دادند كه ميتوان به صراحت آن را يك جريان شهوتمحور خطاب كرد . اين گروه جرياني را در ادامه بنا نهاد تا رابطه جنسي نه به مثابه يك عمل براي تداوم نسل بلكه در راستاي هدف انسان در زندگي به آن نگاه شود .
برخي از كارشناسان بر اين باورند كه كاباليستها ذائقه جنسي مردان و زنان را در سراسر عالم مورد دستخوش تغيير و تحول به سمت توحش قرار دادهاند ، مانند تغيير جنسيت " مايكل جكسون " و ... .
اگرچه ذكر ساير توضيحات مناسب اين نوشتار ارزيابي نمي شود لكن يادآوري اين نكته ضروري است كه يهوديان و صهيونيستها به شدت از سخن راندن در باب كابالا پرهيز دارند و امروز تنها يك كتاب فارسي در اين خصوص قابل دسترسي بوده و در صفحات مقالات اينترنتي نيز تا دو سال قبل به جز " كابالا شدن مدونا " خبري در دسترس عموم قرار نداشت .
3. نمادها
در بررسي نمادهاي متعلق به شيطانپرستي خط بسيار روشني از ارتباط صهيونيسم و شيطانيسم به وضوح قابل مشاهده است .
در ذيل برخي از نمادها كه به عنوان نگين انگشتر ، گردنبند ، تصاوير بر روي دستبندها ، پيراهن ، شلوار ، كفش ، ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ايران اسلامي نيز راه يافته است ، مورد بررسي و معرفي قرار ميگيرد :
اگر نوشته وسط نماد يعني (Satanism) به معناي شيطانگرايي به همراه دايره حذف كنيم ، آن وقت يك ستاره پنجضلعي بر جاي ميماند كه همان نشانه ستاره صبح يا پنتاگرام (pentagram) باقي ميماند .
اگر خوانندگان محترم با ياد داشته باشند اين همان ابزاري است كه در نجوم كابالايي مورد استفاده قرار مي گرفت و انواع آن در علائم شيطانپرستي ديده ميشود .
اين سمبل نيز همان پنتاگرام است ، با فرق اينكه انواع آن گاه پنجضلعي وارونه (snvertedpentagram ) يا ديو (Buphomet ) و به شكل در ميان نمادهاي شيطانپرستان به چشم ميخورد .
لازم به يادآوري است كه برخي از شيطانگرايان محدوده جغرافيايي " تحت سلطه " اين نماد و در واقع منطقه نفوذ شيطانگرايي را در نقشه ذيل توصيف مينمايند . (محدوده در ايسلند و اروپا)
درميان پنتاگراهاي قبلي تصوير سر يك بز تعبيه شده است كه اقدامي ضد مسيحي ، به اين معناست كه مسيحيان معتقدند كه مسيح همچون يك بره براي نجات ايشان قرباني شده است و با توجه به اينكه ايشان بز را نماد شيطان و در برابر بره ميدانند اين آرم را انتخاب كردهاند .
مشترکات شیطان پرستی و یهود
گذشته از اعتقادات، اعمال و سمبلها، شیطانپرستان، ظاهری متفاوت با دیگران دارند كه می توان آنها را به راحتی از دیگر افراد جامعه، تشخیص داد.بطور مثال مدل موهایشان عجیب و غریب است. اكثرا ابروهایشان را می تراشند یا به سمت بالا طراحی می كنند، رنگ آرایششان اغلب مشكی، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشكالی مانند جمجمه، صورتكهای شیطانی و سمبلها خالكوبی میكنند، لباسهایشان از جنس جیر و چرم و اكثرا به رنگ مشكی و قرمز میباشد، چكمههای چرمی ساق بلند كه اغلب با فلز تزئین شده است میپوشند. افراد وابسته به این فرقه مانند فراماسونها از برخی علائم و نمادهای رفتاری نیز برای ابراز همراهی با این فرقه استفاده میكنند. یكی از این علائم دست شیطان (یا كرنوتی در ایتالیایی) به معنی حكومت شیطان است. این علامت جهانی از سوی سیاستمداران، افراد مشهور و گروههای «هوی متال»، برای اظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به كار میرود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است.
شیطان پرستی مدرن، فراماسونری و صهیونیسم بینالملل
محققان بسترهای ظهور شیطانپرستی در غرب را در پنج عامل میدانند. فلسفه یونانی، پروتستانتیزم (اصلاح دینی)، معرفت شناسی یهودی از شیطان، افول معنویت و ظهور مكاتب فلسفی پوچگرا در عصر حاضر غرب و رمانسگرایی به عنوان كپی دروغین از اسطورهگرایی در جهان اسلام و آئینهای شرقی برای پاسخگویی به خلا ناشی از احساس نیاز به وجود قهرمان، 5 عامل جاری در فرهنگ غربی هستند كه زمینه را برای ظهور و گسترش شیطانپرستی در سرزمینهای حامل این فرهنگ فراهم ساخته است.
افراد مشهور و گروههای «هوی متال»، برای اظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به كار میرود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است
از طرفی صهیونیسم بینالملل با تكیه بر سرمایهداران بزرگ خود و با صرف مبالغ هنگفت، دست به ساخت این جریانها زده و همواره به طور عمدی تلاش میكند تا نمادها و مناسك موجود در آئین یهود را در این فرقهها تعمیم دهد تا علاوه بر در دست داشتن رشته كنترل آنها، همواره تصویر با هیبت و مخوفی را از خود در اذهان جهانی به جا گذارد. البته رفتارهای صهیونیستها كه تبدیل به هستهای خاص و منسجم در دل جامعه یهودی شدهاند، همواره مورد تایید كلیت یهودیان نبوده است و ریشه در محافل ثروت و قدرت جهانی دارد.
به عنوان نمونه یكی از جریاناتی كه توسط یهودیان در قالبی سیاسی بازتولید شده جریان فراماسونری است. هر چند شكل نخستین فرماسونری یك تشكل مخفی صنفی و فنی در دایره معماران بود اما بعدها مورد بهرهبرداری سرمایهداران و قدرتهای پنهان وابسته به محافل صهیونیستی قرار گرفت و تبدیل به جریانی سیاسی و فرهنگی گردید و بر اساس منافع محافل زرسالار و زورمدار حامی خود، در اقصی نقاط جهان گسترش یافت.
از آنجا كه در نسبت میان صهیونیسم و فراماسونری شكی نیست، درباره ارتباط میان شیطانپرستی و صهیونیسم میتوان به نمادها، آداب و مناسك مشترك شیطانپرستی با فراماسونری اشاره كرد.
به عنوان نمونه فصل مشترك مهم و اصلی این جریانها الحاد و مبارزه با دینداری است. از دیگر نقاط مشترك میتوان به فعالیت پنهانی و شبكهای، سانترالیزم شدید در دو تشكل، برخورد قاطع و حذف فیزیكی افراد خارج شده از تشكیلات، مناسك جنسی و انجام رفتارهای نابهنجار و غیر متعارف از سوی افراد در برنامههای گروهی اشاره كرد.
مشتركات شیطانیسم و یهودیت
برخی از آئینهای ساختگی در متون دینی و اعتقادات یهود عمدهترین عامل ایجاد نحله فاسد فلسفی و فرهنگی شیطانپرستی بوده است. از منظر نقش آئین یهود و صهیونیستها در شكلگیری شیطانپرستی چند نكته ذیل قابل توجه است:
1ـ براساس آموزههای یهودی و عبرانی، شیطان نه یك موجود بد، بلكه یك فرشته خادم برای آزمایش انسانها است. (نگاه مثبت یهود به شیطان)
2ـ در مكاشفات بخشی از كتاب مقدس یهودیان نیز به عدد 666 عدد مقدس شیطانپرستان اشاراتی شده و از آن به عنوان عدد وحش توصیف شده است كه باید شمرده شود.
شیطان نه یك موجود بد، بلكه یك فرشته خادم برای آزمایش انسانها است
3ـ خواهناخواه متون یهودی منبع برداشت برای مسیحیان نیز قلمداد میشوند و نگاه خاص یهودیت به شیطان، تاثیرات فراوانی را بر مسیحیت داشته است. 4- وجود كلمات عبری در انجیل شیطانی در كنار كلمات انگلیسی و یونانی
5- حك شدن كلمات عبری در برخی نمادهای شیطان پرستان مثل كلمات عبری روی عصای مخصوص كشیش كلیسای شیطان
6- شیوع آموزههای جادوگری در یهودیت و شیطانپرستی به طور مشترك
7- اشتراك در آداب و مناسك كلیسای شیطان و لژهای فراماسونری مانند سلام شیطان (كرنوتی)، استفاده از ماسكهای عجیب و غریب هنگام ادای مناسك و...
8- اشتراكات فراوان نحله تصوف آئین یهود (كابالا) و شیطان پرستی مانند مناسك جنسی هر دو فرقه، نماد پنتاگرام كه به مثابه ابزاری برای جادوگران كابالیست مورد استفاده قرار میگرفته است و در شیطانپرستی یك نماد مقدس محسوب میشود.
9-از دیگر نمادهای مشترك شیطانپرستان و دین یهود میتوان به بز ، و استفاده از نماد رسمی رژیم صهیونیستی یعنی پرچم این رژیم توسط این جریان الحادی اشاره كرد.
فاطمه ناظم زاده
۷)، استفاده از ماسكهای عجیب و غریب هنگام ادای مناسك و...
8- اشتراكات فراوان نحله تصوف آئین یهود (كابالا) و شیطان پرستی مانند مناسك جنسی هر دو فرقه، نماد پنتاگرام كه به مثابه ابزاری برای جادوگران كابالیست مورد استفاده قرار میگرفته است و در شیطانپرستی یك نماد مقدس محسوب میشود.
9-از دیگر نمادهای مشترك شیطانپرستان و دین یهود میتوان به بز ، و استفاده از نماد رسمی رژیم صهیونیستی محمدعلی گنجی>
اما شیطان اگر مشتق از شطن باشد بر وزن فیعال است که به معنای تباعد و دوری آمده است زیرا که هر وقت بندگان خدا ذکر خدا را کنند او دور می شود و یا آنکه از رحمت خدا دور است. و اگر از نشاط مشتق باشد بر وزن فعلان است که به معنای سوختن از شدت غضن آمده است و چون او وقتی دید که بندگان خدا اطاعت پروردگارشان را می نماید از شدت غضب می سوزد بنابراین ابلیس شیطان است ولی هر شیطانی ابلیس نیست زیرا ممکن است آن شیطان از بندگان روی زمین و انس باشد یا از کرات آسمانی. تفاوت دیگر آن است که ابلیس تا روز وقت معلوم نرسیده باشد نمی میرد.
و کشته نمی شود ولی شیاطین دیگر به توسط ملائکه و یا بوسیله عامل دیگر کشته می شود بلی ابلیس مضروب واقع می شود و اعضا و جوارحش قطع می شود..
•
• شیطان پرستان چه کسانی هستند؟ ............................................................................
خداوند متعال چند مورد در قرآن کریم بندگان خود را از پرستش غیر بر حذر داشته و فرموده است ( لا تعبدوا الا الله ) اما جمعی از مشرکان بودند که جن را می پرستیدند و عده ای فرشتگان را و برخی شیاطین را پرستش می نمودند.
آنان نمی توانستند خدا را از جن تمییز دهند و جن را خویشاوند خداوند سبحان می پنداشتند. یکی از طوایفی که از دبر باز مورد پرستش قرار گرفته اند جن های شرور یا به تعبیر دیگر شیاطین می باشند. در تفسیر نمونه آمده است : ( کلبی) در کتاب (الاصنام) نقل می کند یکی از طوایف عرب به نام (بنو ملیح) که شعبه ای از قبیله (خزاعه) بود جن را می پرستیدند حتی گفته می شود که پرستش و عبادت جن و عقیده به الوهیت آنها در میان مذاهب خرافی یونان قدیم و هند نیز وجو داشته است. علامه طباطبایی در این باره می فرماید: جنیان دومین طایفه از طوایف سه گانه هستند که مورد پرستش مشرکین واقع شده اند.
مشرکین سه طایفه از موجودات را می پرستیدند : جن،ملائکه و قدیسین از بشر.از این سه طایفه دو طایفه اول در استحقاق پرستش مقدم بر طایفه سوم می باشند و طایفه سوم هر چند که اگر به حد کمال رسیده باشند از دو طایفه اول برترند ولیکن هر چه باشند ملحق به آن دو طایفه اند.
در جای دیگر در ذیل آیه شریفه 57 سوره نمل می فرماید : اگر در اصول آرای بت پرستان دقت کنیم خواهیم دید که این فرقه، ملائکه را به زعم ایشان منشأ خیر عالمند ، و جن را که باز به پندارشان مرجع شرور عالمند خدایان خود پنداشته و می پرستیدند ، ملائکه را به امید خیرشان و جنیان را از ترس شرشان.به نظر مشرکین خواندن هر اسمی از اسمای خدا پرستیدن همان اسم است یعنی پرستیدن ملک و جن که مظهر آن اسم است و همان جن و ملک معبود آن عبادت است و تعدد خدایان از همین ریشه گرفته است.
دکتر (ایزوتسو) در کتاب خدا و انسان در قرآن نیز بر این مطلب که شیاطین و جنها از سالها قبل از اسلام پرستیده می شده اند مهر تأیید زده می نویسد: علاوه بر آنچه باصطلاح خدایان نامیده می شد در دوران جاهلیت گونه های دیگری از موجودات فوق طبیعی مورد پرستش قرار داشت که بر حسب جاها و قبایل مختلف از آنها می ترسیدند و به درجات مختلف به تقدیس و تکریم آنها می پرداختند. فرشتگان، شیاطین و جنیان، همه اینها در نظام جهان بینی جدید اسلامی وارد شدند، ولی وضع و وظیفه آنها در طرح کلی تغییر اساسی پیدا کرد.
با ظهور اسلام فرشتگان(و جنیان) عنوان آفریدگان محض پیدا کردند و از این لحاظ هیچ تفاوتی با موجودات بشری نداشتند و آفرینش آنان برای آن بود که عبادت خدا کنند و بندگان خاضع و فرمانبردار خدا باشند.
هم اکنون نیز عده ای هستند که در بعضی کشورها شیطان پرست می باشند. هر چند به طور کلی آن دسته از انسانهایی که مرتکب گناه و معصیت می شوند،به دعوت شیطان لبیک می گویند و به نوعی شیطان را پرستش کرده اند..
•
• عقاید و محل سکونت شیطان پرستان ............................................................................
با عرض تأسف هنوز هم شیطان پرستی در این جهان به اصطلاح پیشرفته وجود دارد و طرفدارانش در جاهای مختلفی از جهان پراکنده اند و بیشتر آنان در کشور های اسلامی زندگی می کنند،یزیدیها در زمان معاصر ابلیس را می پرستیدند.
محل زندگی اکثر آنها در ولایت موصل عراق و ناحیه شیخان که مهد دولت آشوری بود می باشد دسته دیگر مقیم کردستان و دو آبادی در حوالی حلب و ناحیه سنجار در 160 کیلومتری موصل و بعضی هم در ارمنستان و ایروان و اطراف تفلیس و قسمتی هم در جنوب ایران ساکنند. ولی از جهت اینکه یکی از برنامه های آیین آنها مخفی داشتن مذهب خودشان است، اطلاعاتی کافی از ریشه و برنامه دین آنها در دسترس نیست.
ابلیسان از دل و جان و خلوص نیت شیطان را می پرستیدند و نجات دنیا و آخرت را در پرستش ابلیس عظیم و مقتدر می دانند و معتقدند که کلید سعادت و تمام ناز و نعمت دنیا در دست شیطان است و اعتماد و اتکای به ابلیس دارای هر کس او را پرستش کند، از موهبت او برخوردار می باشد و هر کس از شیطان بزرگ و مقتدر، روی برگرداند،به روزگار ذلت فقر و بدبختی به سر خواهد برد.علی رغم این پرستش بر این پندارند که ابلیس پس از وقوع درگیری میان او و خدا سقوط می کند و در عین حال معتقدند بعدها با خدا سازش و صلح می نماید و دوباره مقام والای از دست رفته خود را باز میابد.
شیطان پرستان جهان می گویند: شخصی به نام (شداد) دست نیاز به سوی شیطان دراز کرد و شیطان نیز خواسته او را برآورده کرد و از ایمان او خوشحال گردیده و برای او بهشتی ساخت که سراسر عمر خود را در آن بسر برد.ولی پیغمبران که شیطان را از آستانه خود راندند هر یک به مصیبتی گرفتار آمدند. چنانکه نوح دچار طوفان و یوسف مبتلای زندان گشت. گذشته از آن غالب مردمان جهان در هر عهد و دورانی پیرو شیطان بوده و خواهند بود هر چند که این پیروی و اطاعت برای مدت محدودی باشد..
•
• آثار ادیان مختلف در آیین شیطان پرستان ............................................................................
(اسپروا) مستشرق معروف در مورد یزیدیان می نویسد: آثار ادیان مختلف در آیین شیطان پرستان پدیدار است مثلا از آداب بت پرستی، فقط از پرستش خورشید و ماه در مغز آنها باقی است و از آثار دیانت یهود، حلیت و حرمت بعضی از خوراکیها و ازآثار مسیحیت، خاصه عقاید نسطوری، غسل تعمید و نان مقدس و زیارت کلیسا و صرف شراب در میان آنها باقی است و از عناصر اسلامی، ختنه،قربانی،زیارت و کندن کتیبه ها بر قبور موجود است و از آثار تصوف،پنهان کردن و سرو خلسهو پرستش جماعتی از مشایخ و از دین صابعین،تناسخ و حلول باقی است.
85نفر دختر و پسر جوان مصری در میان دانشگاههای مصر،سازمان و فرقه ای را جهت تبلیغ شیطان پرستی به وجود آورده اند.
افکار و عقاید پیروان گروه شیطان پرستان که بر اساس آنچه تحقیقات نشان داده وابسته به طبقه ثروتمند و مرفه مصر و از آن جمله فرزندان برخی از مسئولان بلند پایه سیاسی، هنرمندان و روزنامه نگاران هستند، عقاید آنان بر این اساس استوار است که خداوند به شیطان ظلم کرده و بدون اینکه به او اجازه دفاع از خود بدهد، او را از بهشت بیرون کرد از این رو باید او را پرستش کرد زیرا به گفته آنان او برای پرستش شایسته تر از خداست چون با شجاعت با خدا مخالفت کرد.
رهبر این گروه که جوانی به نام (عمادالدین حمدی) است و لقب خدمتگزار شیطان را داردو تأکید کرده است که بارها توانسته شیطان را فراخواند و با او به گفتگو بپردازد و شیطان همه خواسته های او را برآورده کرده است...
•
• مراسم نیایش شیطان پرستان ..............................................................................
این گروه مراسم و برنامه های خاص نیایش را دارندکه بارزترین آنها بدین قرار است: «اعضای این گروه به گورستانها و مخصوصاً به گورستان "کومنولث" شهرک مصر در قاهره می رفتند و اجساد مردگان را از قبر ها بیرون می آوردند و صلیب شکسته و ستاره شش پر داودی یا ستاره پنج پر را در جسد مرده فرو می کردند و سپس برای تقرب به شیطان دور آن می گشتند.
همچنین قربانی هایی برای شیطان تقدیم می کردندکه عبارت بود از ذبح گربه ماده یا سگ که پس از کشتن این حیوانات خون آنها را به صورتها و دستهای خود می مالیدندو در یک دایره می چرخیدند تا شیطان از آنها راضی شود و اگر حیوانی برای قربانی نمی یافتند دست خود را زخمی می کردند تا خون جاری شود و سپس خون خود را به صورتهای خود می مالیدند و آنگاه نسخه ای از قرآن مجید را پاره پاره می کردند و بعد در حالی که صدای موسیقی مشهور "راک" نواخته می شد به استعمال مواد مخدر و حشیش می پرداختند»..
•
• چگونگی نفوذ شیطان پرستان در مصر ............................................................................
شیطان پرستی توسط سه جوان مصری از طبقه ثروتمند این کشور به قاهرا نفوذ کرده است این سه تن سفری به آمریکا کردند و در آنجا دو نفر از آنان به گروه شیطان پرستان امریکا پیوستند و سومی به خرید و فروش مواد مخدر روی آورد.این سه تن وقتی به مصر برگشتند شروع به تبلیغ شیطان پرستی توسط دختر جوانی کردند و کسی را که پس از عضویت در این گروه استعفا می داد تهدید به قتل می کردند...
•
• نقش صهیونیست ها در ترویج شیطان پرستی ............................................................................
همچنین پیروان گروه شیطان پرست مصر با گروهی از جمعیت صهیونیستی "ایلات" دیدار کردند(جمعیت ایلات پیرو فرقه شیطان است که اکنون در اسرائیل پیروانی دارد)
دیدار از این دو گروه در مصر و در منطقه"طابا" و صحرای سینا صورت گرفت و طرح نخستین اردوی مشترک بین پیروان گروه شیطان پرستان مصر و اسرائیل توسط پسر یکی از مسئولان بلند پایه مصر تنظیم شد.
در این سفر هر دو گروه در جنوب سینا مستقر شدند و مراسم دینی خاص خود را در این سرزمین به جای آوردند.این شخص سوره "حشر" را به عنوان مسخره همراه با موسیقی خوانده است.
اوراد و اذکاری که این گروه می خوانند و در نوارهای کاست ضبط شده و اوراد قدیمی می باشد. اجتماعات و مراسم شیطان پرستان در روزهای شنبه برگزار می شود. این روز از نظر یهود روزی مقدس است.
پیروان این فرقه علامتها و نشانه های خاص دارند که از آن جمله دایره ای است که درون ستاره ای وارونه به اضافه دو صلیب وارونه و ستاره داودی قرار دارد و همچنین معتقدند که دو جا برای تجاوز به دختران مناسب است نخست گورستانها و دیگر ساحل دریا به هنگام شب.آنان عقیده دارند که با تجاوز به دختران،تخم شیطان در رحم آنان قرار می دهند..
•
• چگونگی پیدایش و شکل گیری شیطان پرستان در مصر ............................................................................
گروه شیطان پرستان در سال 1993 میلادی به صورت پنهانی در مصر تأسیس گردید و از آن تاریخ اعضاء و پیروان آن در محافل اشرافی و فرزندان طبقه ثروتمند مصر افزایش و گسترش یافت و کاخ متروک "بارون" را در ناحیه مصر جدید در قاهره محل برگزاری مراسم خاص مذهبی و اجتماعات خویش قرار دادند و به تدریج پیروان بیشتری یافتند تا آنجا که باشگاهی به نام (قدر احسن) تأسیس کردند و گروه خود را گروه اتحاد مرگ نامیدند.نکته قابل توجه این است که گروه شیطان پرستان با کمال آزادی به فعالیت خود ادامه دادند و مراسم مذهبی خود را در کازینوهایی در منطقه اهرام مصر، معادی و استان اسکندریه برگزار می کردند، یکبار در جشنی که شرکت تولید سیگار (مالبورو) ترتیب داده بود،شرکت کردند و هویت و عبادات خود را اعلام کردند و زیرپوشهایی پوشیدند که بر روی آنها ناسزا و اهانت به ذات مقدس پروردگار و ادیان آسمانی نوشته بود.مؤسسات اسلامی مصر و گروههای سیاسی و نیروهای ملی این کشور این گروه را سخت مورد انتقاد قرار دادند و تأکید کردندکه پوچ گرایی و خلأ دینی که این گروه گرفتار آن بوده اند، موجب ارتداد آنان از اسلام شده است. همچنین دستگاههای اطلاعاتی و آموزشی و تبلیغی مصر در برابر انحراف این جوانان مسئول شناخته شده و مورد انتقاد قرار گرفتند.
استاد (سید عسکر) دبیر مجمع بررسی های اسلامی، از طرف جبهه علمای الازهر، در گفتگو با مجله (العالم)تأکید کرد:سرکوبی و بیداری اسلامی توسط دولت مصر به منظور خشکاندن ریشه این بیداری، علت اصلی نفوذ گروه شیطان پرستان است.او خواستار توافق و سازش میان دولت و حکومت اسلامی در مصر شد و تأکید کردکه این سازش،آثار و نتایج خوبی برای این کشور خواهد داشت..
•
• شیطان در مذهب بودا ............................................................................
در این دین شیطان مظهر زشتی و پلیدی است و مردم از اطاعت آن باز داشته شده اند.
در کتاب (فروغ خاور) آمده است که:به موجب عقیده بودائی، شیطان نه تنها وارد کننده رنج در جهان،بلکه صاحب هر رنج و بدی و محرک بزرگ تمام اندیشه و گفتارها و کردارهای زشت در وجود انسان است..
•
• شکل و شمایل شیطان در عقیده بودائیان ............................................................................
آنها معتقدند که (شیطان) یا (مارا) به شکلهای مختلفی دیده می شود. گاهی به شکل یک پیرمرد برهمن خزیده و تنگ نفس، گاهی به صورت یک دهقان، گاهی به شکل یک فیل و یا پادشاه. تا برای فریب دادن مردان پاک و مقدس اقدام نماید.برخی از بودائیان اعتقاد دارند به اینکه شیطان به اندازه یک کوه پول دارد و کسانی را که علاقه پایان ناپذیر و حرص فراوان به پول و مال دنیا دارند با پرداخت مقداری پول می خرد و همیشه از این معامله راضی است و هیچ وقت هم پولهایش تمام نمی شود. از نظر بودائیها ،از میان تمام دامهایی که شیطان برای فریب آدم گسترده، زن خطرناکترین آنهاست.به طوری که نوشته اند تا مدتها بودا جز مردان، هیچ زنی را به کیش و آیین خود نمی پذیرفت.ولی سرانجام در اثر اصرار نامادری بودا(ماها پاچاپاتی) او با کمال کراهت راضی شد که زنان هم در شمارگردان او پذیرفته شوند..
•
• چگونگی پیروز شدن بودا بر شیطان ............................................................................
کتاب (ادبیات و ادیان) از (سنار sonart) یکی از دانشمندان هند شناس فرانسه که راجع به مذاهب هند تحقیقات بسیار کرده است نقل می کند که می گوید: همچون آفتاب که از درون ابرهای تیره شب بیرون می آید، بودا نیز از درون تیرگی های ماری به نام مایا(Maya) سر بر می آورد و هنگام زاده شدن او، یک شعاع نورانی پیدا شد و تمام جهان را می پیماید و (مایا) مانند ابرهای صبحگاهی در برابر نور خورشید می میرد.
همانگونه که رب النوع خورشید با شیطان طوفان می جنگد (بودا) نیز در جنگ سختی بر ضد (مارا MARA ( (شیطان،ابلیس) یعنی آن شیطان بدخواه در زیر درخت مقدس فاتح می گردد بودا به راه می افتد تا جهانیان را پند دهد و قانون مقدس خود را بر آنان ابلاغ فرماید..
•
• شیطان در دین زرتشت ............................................................................
در این مذهب نیز همچون دیگر مذاهب،شیطان مظهر زشتی و دروغ و جنگ و تفرقه است ، زرتشتیان این موجود خبیث را (اهرمن) یا ( اهریمن) می نامند.
اهریمن نیروی نابکار و ناپاکی است که دائم با (اهورامزدا) مظهر پاکی و نیکی، در جدال است و بالاخره روزی شکست می خورد.آنها حتی حیواناتی چون مورچه را به علل مختصر آزاری که به شهر می رساند از نوادگان شیطان می دانند.
شهید مطهری(ره) در این باره می نویسد: ممکن است تصور شود که در آیین زرتشتی، فکر ثنوی (یزدان-اهریمن) وجود دارد، در دین اسلام هم عقیده (خدا و شیطان) به صورت دو قطب مخالف یکدیگر مطرح است، چه فرق است میان اهریمن کیش زرتشتی و شیطان دین اسلام؟ میان اندیشه اهریمن در کیش زرتشتی و آیین مزدایی، و اندیشه شیطان در آیین اسلامی تفاوت از زمین تا آسمان است. در تعلیمات اوستایی از موجودی به نام (انگره منیور)یا اهریمن نام برده شده است و خلقت همه بدیها و شرها و آفات و موجودات زیان آور از قبیل بیماریها، درنده ها، گزنده ها، مارها، عقربها، زمین های بی حاصل، خشکسالی و امثال آنها به او نسبت داده شده است نه به (اهورامزدا) که خدای بزرگ است و نه به (سپنت منیور)که رقیب(انگره منیور) است.
زرتشتیان قائلند که آنچه در عالم خیر و خوبی وجود دارد خالق آنها یزدان است و آنچه در عالم شر وبدی وجود دارد خالق آنها اهریمن است و بعضی از آنها می گویند که ابلیس قدیم و ازلیست و عده دیگری می گویند ابلیس قدیم و ازلی نیست بلکه حادث است و خالق او یزدان است و می گویند یزدان لشکری به نام فرشته(ملائکه) و اهریمن لشکری به نام دیو(شیطان) دارد. لشکر یزدان همیشه مردم را به خوبیها دعوت می کند و لشکر اهریمن همیشه مردم را به بدیها وسوسه می کند یزدان با لشکرش (ملائکه) همیشه مهار به جنگ با اهریمن و لشکرش(شیاطین) دارند..
•
• شیطان در دین مسیحیت ............................................................................
شیطان از نظر نصاری، انسان را از رهگذر طغیان، دشمن خدا می گرداند و در تعالیم آباء کلیسا آمده است.
ابلیس، رئیس و سرپرست عصیان در میان فرشتگان، دشمن خدا، مبدأ گناه و وسیله رسیدن به معاصی می باشد. به عقیده آنان ابلیس به سلطان این جهان نامبردار است و جهان بت پرستی برآورده صنع اوست لکن مسیح شوکت و اقتدار او را در هم شکسته و نیروی نفوذ فرمان او را تضعیف کرده تا آنجا که مسیحیت توانست بر وی چیره گردد.
او دارای مقام نخست در میان ساحران است برای اینکه پادشاه (ارواح سفلیه) نزد مسیحیان و شعرای قرون وسطی است. این شعرا منظومه هایی خرافی درباره ابلیس ساختند و تابلویی از شعر در گزارش شکل و شمایل او پرداختند مبنی بر اینکه ابلیس، موجودی سیاه چرده، دارای چشمانی است که لهیب آتش از آنها بیرون می زند و بوی گوگرد را در فضا می پراکند، شاخ و دم و ناخنهای واژه گونه و سم شکافته ای دارد..
در اوائل قرن نوزدهم بعضي از اشراف انگلستان ـ که عضو گروه فراماسونري (Ordo Temple Orientis) بودند ـ به رهبري سرفرانسيس داشود، گروه شيطانپرستان به نام باشگاه آتش جهنم را در شهر لندن تأسيس نمودند و از اوائل قرن نوزدهم شهر لندن، مرکز شيطانپرستان در اروپا شد.
استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسي، فعاليت اصلي اين گروههاي شيطانپرست را تشکيل ميداد. در دهه 1960 م شيطانپرستي توسط سرمايه داران يهود مورد حمايت قرار گرفت و چند گروه شيطانپرست در انگلستان و ايالات متحده آمريکا به وجود آمد که معروفترين آنها تشکيل «کليساي شيطان» در شهر سانفرانسيسکو ميباشد.
ظهور فرقه هاي جديد طي قرون اخير به باور برخي بروز خلاقيت عنوان مي شود اما خلاقيتي شيطاني. ظهور و بروز گروه ها و فرقه هاي جديدالتاسيس در غرب را شايد بتوان معلول بسياري از علت هاي نهفته در بي فرهنگي، لاقيدي و بي توجهي به نظام و ماهيت خانواده اصيل و اقتدار گرا دانست که صدور آن به ديگر ممالک به ويژه سرزمين هاي شرق دور از هدف نيست.
همانگونه که رپ(Rap) و هوي متال( Heavymetal ) نيز با هجوم فرهنگي از مرز آب ها فراتر رفت و با موج هاي سرکش تسخير فرهنگي به خاور رسيد و کم و بيش طرفداراني هم جذب کرد. رپ از اصلي ترين سبک هاي موسيقي است که در آن از رکيک ترين الفاظ استفاده مي شود و شنونده را به پرخاشگري، خشونت، وحشت، بي نظمي، مرگ، درد، سرعت و وهم دعوت مي کند و هوي متال نيز ماهيتي جز اين ندارد......
مدخل جهنم با پيشينه اي هزار ساله!
شيطان پرستي يکي از فرقه هايي است که برخي به آن پيشينه هزاران ساله ميدهند و دليل آن را نيز پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش و يا در نظر گرفتن دو خداي ضد هم يعني خداي خير و شر ميدانند.
شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي کند که هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريک ميگويند. شيطان پرستان حقيقتي را جستجو مي کند که در اين جهان يافت نمي شود. خود کشي توجيهي اينگونه دارد که اگر از آنها بپرسي چرا خودت را مي کشي؟ پاسخ خواهند داد: مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد. با اين همه عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.
برخي کشورها در استقبال چشمگير از اين گروه ها پيشتاز بودند به طوري که در کنار خودکشي دسته جمعي پيروان داويد کوروس در آمريکا که خودسوزي دسته جمعي کردند، کشتن مسافران مترو در ژاپن نيز از جمله اعمال افراطي گروه هاي شيطان پرست مي باشد. به خصوص که اين فرقه ها اغلب در کشورهاي صنعتي که آدم ها خود را تنها احساس مي کنند بروز و ظهور شديد مي يابد؛ مثل ژاپن و آمريکا.
البته شدت عمل اين افراد هم بستگي به شدت اعتقادات اين افراد به روح شيطاني شيطان پرستان دارد و رهبر گروهي که به آن مي پيوندند. انواع خفيف تر جرم اين افراد و مظالمشان را مي توان به قرباني کردن کودکان عنوان کرد و خفيفتر از آن را در قالب گروههاي موسيقي که به دنيا فحش و ناسزا مي دهند و با افتخار مي گويند ما شيطان پرست هستيم دانست.
فرقه هاي قديمي شيطان پرستي جريان خود را ديني بر مي شمارند و داراي آيين هاي اعتقادي مختص خود مي باشند اما فرقههاي نوظهور شيطان پرستي را نميتوان يک فرقه ديني و عقيدتي برشمرد چرا که حتي فرقه ها و آيين هاي دست ساخت بشر هرگز به معرفي آيين خود با انجام اعمال غيرانساني و وحشي گري تمايلي ندارند. در حالي که شيطان پرستان نوظهور به منظور افزايش توحش گروه به استعمال مواد تخديري و متعاقب آن انجام برخي اعمال غير انساني نيز مي پردازند.
اجنه در تسخير شياطين
همانطور که از گوشه و کنار اخباري از فعاليت اين گروه ها در سراسر جهان به گوش مي رسد، شيطان پرستان داراي مجموعه اي از اعتقادات هستند که در کتاب انجيل شيطاني آمده است.
انجيل شيطاني کتابيست که شيطان پرستان از آن براي عبادات خود و همچنين استفاده در مراسم خود استفاده مي کنند. اين کتاب شامل کلمات عبري و يوناني و انگليسي، شامل اسامي شيطان و دعوت از او براي قدرت دادن به شيطان پرستان است. در اين کتاب بسياري از دعاهاي آن برخلاف دعاهاي مسيحيت و انجيل و همچنين بسياري از شعائر آن براي قدر نهادن به عظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است.
کليساي شيطان پرستي در قرون وسطا به عنوان مکاني براي انجام مراسم شيطان پرستي استفاده مي شد و جايي بود که در آن تنها و تنها محل قرارهاي شيطان پرستان قديمي و انجام مراسم خود در آن بود.
اما امروزه کليساي شيطان پرستي محلي است براي عبادت شيطان پرستان که اکثرا به صورت زير زميني به کار خود ادامه مي دهند و در شيطان پرستي جديد اين مکان به نام کليساي شيطان براي انجام مراسم ارضاي جنسي مورد استفاده قرار مي گرفت که اکنون محلي است براي انجام اکثر مراسم شيطان پرستي جديد!
کليساي شيطان در 30 آوريل 1966 توسط آنتون لاوي تاسيس شد. پس از مرگش اداره آن به همسرش بلانش بارتون رسيد و در حال حاضر نيز توسط يکي از اعضاي قديمي آن يعني پيتر گيلمور اداره مي شود.
اين کليسا تنها مکاني است که بر اساس قوانين آن، با استفاده از کمک هاي مالي دولتها برقرار نيست بلکه اعضاي آن براي ورود به آن بايد پول بپردازند در ضمن کودکان نيز تا زماني که توانايي درک فلسفه آنها را پيدا نکرده اند اجازه ورود به آنجا را ندارند. در ضمن ورود افراد غيرشيطان پرست به آنجا بدون ايراد عنوان مي شود.
در شيطان پرستي، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکي و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روح هاي! پليد و شيطاني نيز براي رسيدن به اهداف خود استفاده ميشود و در نهايت معناي شيطان پرستي، پرستش قدرت پليدي است.
به طور کلي دو تعريف براي گروههاي شيطان پرستي در نظر افراد وجود دارد. تعريف اول: هر گروهي که شيطان را که عاري از مفاهيم غيرطبيعي مربوط به پليدي و زشتي است، به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند که معمولاً از آن به عنوان الهه سياه نيز ياد ميکنند و آن را منتسب به طبيعت «حقيقي» انسان(!) مينامند.
تعريف دومي نيز بر شيطان پرستي حاکم است و مبتني بر اين مساله است: گروههايي که از دين مسيحيت تبعيت نکرده و يا عيسي را با خصوصياتي که در دين مسيح تعريف شده است، قبول ندارند. اين تعريف معمولاً توسط بنيادگرايان مسيحي مورد استفاده قرار ميگيرد و بر مبناي اين تعريف بسياري از گروهها را شيطان پرست مينامند.
گورگومورو يا گوگوري مگوري هاي شيطاني!
جهت آشنايي با افکار شيطاني اين گروه ها بي مناسبت نيست نگاهي اجمالي به آرا و علامت هاي اين گروه داشته باشيم.
«کتاب لوسيفر»، «کتاب بليل Book of Belial » و «کتاب لويتان Book of Leviathan» که هر کدام در فصل اول، احکام 9 گانه شيطان پرستي را به قرار ذيل برشمرده اند.
1. شيطان به جاي رياضت نماينده افراط است.
2. شيطان به جاي اينکه نماياننده توهم هاي معنوي باشد نماينده زندگي مادي است. (همه مسائل و تجارب غيرمادي و معنوي از ديد آنها توهم و دروغ و تظاهر خوانده مي شود.)
3. شيطان نشان دهنده عقل پاک است به جاي خودفريبي متظاهرانه.
4. شيطان نشانه عشق به افرادي است که لياقتش را دارند نه هدر دادن آن براي افراد نمک نشناس. ( درست بعکس مسيحيت و ساير اديان که عشق به انسانها را به انسانها را آموزش مي دهد)
5. شيطان به ما انتقام جويي را به جاي برگرداندن طرف ديگر صورت نشان مي دهد. (درست برخلاف کلام حضرت عيسي(ع)، در اسلام نيز در برابر ظلم سکوت نمي کند اما پاسخ يک سيلي را فقط يک سيلي مي داند و بس!)
6. شيطان به ما مسئوليت در برابر مسئول را به جاي مسئوليت در برابر موجودات ترسناک خيالي را مي آموزد. (يعني اعتقاد به معاد و بهشت و جهنم را تنها عامل انسانيت افراد با ايمان مي داند و همچنين خود را فقط در برابر کسي مسئول مي داند که در برابرش مسئوليت دارد نه ساير افرادي که ممکن است درگير عملي شوند که او انجام مي دهد(!!))
7. شيطان مي گويد که انسان حيوان ديگري است، گاه برتر و اکثر مواقع به دليل «روح خدايي و پيشرفت ذهني اش که از او بدطينت ترين حيوان را ساخته است» پست تر است.
8. شيطان آنچه را که گناه مي نامند را عواملي براي ارضاي نيازهاي فيزيکي، حسي و ذهني مي داند.(يعني گناهان را براي ارضاء نيازهاي انساني لازم(!) مي داند.)
9. شيطان بهترين دوست کليساست زيرا آن را سالها مشغول کرده.(!)
بخوانيد و آمين ...
بد نيست با هم برخي بخش هاي اين کتاب را به صورت گزيده مرور کنيم:
«به نام خداي بزرگ ما؛ شيطان؛ به شما فرمان مي دهم که از دنياي سياه بيرون آييد. به نام چهار شهريار سياه جهنم؛ پيش آييد. شيطان؛ جام باده لذت را بردار. اين جام پر از اکسير زندگي است؛ و آنرا با نيروي جادوي سياه انباشته کن. اين نيرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامي آن است. آمين...(!!)»
و يا در بخشي ديگر از اين کتاب آمده است:
«اي دوست و همدم شب؛ تو از صداي سگ ها و ريختن خون شاد مي شوي؛ تو در ميان سايه هاي قبور مي گردي؛ تو تشنه خون هستي و بشر را تهديد مي کني گور گومورو؛ ماه هزار چهره؛ به قربانيان ما با نظر مساعد بنگر. دروازه هاي جهنم را بگشا و بيرون بيا ... .»
در اين فصل به رابطه ميان صهيونيسم و يهوديت و ارتباط آن با شكلگيري و دوام شيطانيسم ميپردازيم .
لازم به ذكر است كه متون ديني يهود و عمدهترين عامل ايجاد اين نحله فاسد فلسفي و فرهنگي (بخوانيد ضدفرهنگي) بوده است .
1. متون
از منظر يهودي و نقش آنها در شكلگيري شيطانپرستي چند نكته ذيل قابل توجه است .
1ـ1 براساس آموزههاي يهودي و عبراني شيطان نه يك موجود بد ، بلكه يك فرشته خادم براي آزمايش انسانها است .
2ـ1 در مكاشفات نيز به عدد 666 عدد مقدس شيطانپرستان اشاراتي شده و آن عدد وحش توصيف شده است كه بايد شمرده شود .
3ـ1 خواهناخواه متون يهودي منبع برداشت براي مسيحيان نيز قلمداد ميشوند و نگاه خاصي يهوديت به شيطان تاثيرات فراواني را بر مسيحيت داشته است .
2. تصوف يهودي (كابالا)
كابالا يا قبالا يا همان تصوف يهودي آئيني است كه به نوع خاصي از رياضت هاي شيطاني يهوديت دلالت دارد .
برابر نظريات كارشناسان ملل و نحل اين فرقه تحت تاثير عرفان و تصوف اسلامي در اثر همنشيني مسلمانان آندلس با برخي از يهوديان تشكيل شده است .
كابالا بخش رمزآلود و بسيار سري دين يهودي طي 500 سال اخير محسوب شده و عمده تحولات جهان توسط كاباليستها دنبال ميشود .
كريستف كلمب و همكارانش همگي كاباليست بودند و از فنون جادوگري كابلايي و منجمان آن در راه پيدا كردن قاره آمريكا بهرهبرداري نمودند . كابالا عميقا بر برخي باورهاي خرافي همچون جادوگري استوار است و رسماً براي آن تقدس قائل است و اين عمدهترين نقطه اشتراك شيطانپرستي در گذشته و حال با شيطانپرستي است .
هماكنون اصطلاح كابالا وصفكننده تمرين آئين و دانش محرمانه يهود است . مهمترين منابع و كتب كاباليستي كه به عنوان ستون فقرات و پايه اصلي آئين كابالا درآمدند ، شامل مجموعه كتب عبري " بهير " (به معناي كتاب روشنايي) و " هيچالوت " (به معناي كاخها) ميشوند كه به قرن اول ميلادي بازميگردند . نهايتاً در قرن سيزدهم ميلادي كتاب " زوهار " نوشت شد كه تفكر و شكل كنوني " آئين كابالا " را تشكيل داد .
دكتر " عبدا... شهبازي " نويسنده مجموعه كتابهاي زرسالاران يهودي و پارسي و متخصص تاريخ ، در پايگاه خود درباره فرقه كابالا مقاله جامعي دارد و ديدگاههاي وي با آنچه در دانشنامه ويكي پديا آمدهاست ، متفاوت است .
شهبازي در قسمت نخست مقاله خود درباره تعريف كابالا مينويسد :
" كابالا نامي است كه بر تصوف يهودي اطلاق ميشود و تلفظ اروپايي " كباله " عبري است به معني " قديمي " و " كهن " . " اين واژه به شكل " قباله " براي ما آشناست .
پيروان آئين كابالا يا كاباليستها اين مكتب را " دانش سري و پنهان " خاخامهاي يهودي ميخوانند و براي آن پيشينهاي كهن قائلاند . براي نمونه ، مادام بلاواتسكي رهبر فرقه تئوسوفي ، مدعي است كه كابالا (قباله) در اصل كتابي است رمزگونه كه از سوي خداوند به پيامبران ، آدم و نوح و ابراهيم و موسي نازل شد و حاوي دانش پنهان قوم بنياسرائيل بود . به ادعاي بلاواتسكي ، نه تنها پيامبران بلكه تمامي شخصيتهاي مهم فرهنگي و سياسي و حتي نظامي تاريخ چون افلاطون و ارسطو و اسكندر و غيره ، دانش خود را از اين كتاب گرفتهاند . مادام بلاواتسكي برخي از متفكرين غربي ، چون اسپينوزا و بيكن و نيوتون را از پيروان آئين كابالا ميداند .
شهبازي در رد اين ادعا ميگويد :
" اين ادعا نه تنها پذيرفتني نيست بلكه براي تصوف يهودي ، به عنوان " يك مكتب مستقل فكري " پيشينه جدي نميتواند يافت . "
شهبازي ديرينه مكتب كابالا را به اوايل سده سيزدهم ميلادي محدود كرده و ماقبل آن را گرتهبرداري يهوديان از مكتب فيلو اسكندراني در فرهنگ هلني و فلسفه يوناني و كپيبرداري از آموزههاي عرفاني مكتب اسلام ميداند .
وي در قسمت دوم مقاله خود مينويسد :
" سرآغاز طريقت كابالا به اوايل سده سيزدهم ميلادي و به اسحاق كور (1160 ـ 1235 م) ميرسد . او در بندر ناربون (جنوب فرانسه) ميزيست و برخي نظرات عرفاني بيان ميداشت . "
وي در جايي از قسمت اول مقاله خود درباره گذشته تصوف يهود ، پيش از ظهور كابالا ، مينويسد :
" مشاركت يهوديان در نحلههاي فكري رازآميز و عرفاني به فيلواسكندراني در اوايل سده اول ميلادي ميرسد . "
سپس ميافزايد :
" در دوران اسلامي نيز چنين است . نحلههاي فكري گسترده عرفاني رازآميز كه در فضاي فرهنگ اسلامي پديد شد بر يهوديان نيز تاثير گذارد و برخي متفكرين يهودي آشنا با مباحث عرفاني پديد شدند كه مهمترين آنان ابويوسف يعقوب اسحاق القرقساني (سده چهارم هجري / دهم ميلادي) است . "
شهبازي درباره نمونه تاثيرات فرهنگ اسلامي بر تصوف يهود مينويسد :
" بسياري از مفاهيم آن [كابالا] شكل عبري مفاهيم رايج رد فلسفه و عرفان اسلامي است . در واقع انديشهپردازان مكتب كابالا ، به دليل زندگي در فضاي فرهنگ اسلامي و آشنايي با زبان عربي ، به اقتباس از متون مفصل عرفان اسلامي دست زدند و با تاويلهاي خود به آن روح و صبغه يهودي دادند . اين كاري است كه يهوديان در شاخههاي متنوع علوم و دانش انجام دادند . براي نمونه بايد به مفاهيم " هوخمه " (حكمت) ، " كدش " (قدس) ، " نفش " (نفس) ، " نفش مدبرت " (نفس مدبره) ، " نفش سيخلت " (نفس عاقله) ، " نفش حي " (نفس حياتبخش) ، " روح " و ... در كابالا اشاره كرد .
مكتب كابالا نيز به دو بخش " حكمت نظري " و " حكمت علمي " تقسيم ميشود . در تصوف كابالا بحثهاي مفصلي درباره خداوند و خلقت وجود دارد كه مشابه عرفان اسلامي است به ويژه در تاريك فراوان آن بر مفهوم " نور " و مراحل تجلي آن . "
اين استاد تاريخ در انتهاي بحث خود ميافزايد :
" آنچه از زاويه تحليل سياسي حائزاهميت است ، " شيطانشناسي " و " پيام مسيحايي " اين مكتب است و دقيقاً اين مفاهيم است كه كابالا را به عنوان يك ايدئولوژي سياسي معنادار ميكند . "
مناسك جنسي در فرقه كابالا
مسئله ديگري كه در فرقه كابالا حائز اهميت است مناسك جنسي اين فرقه است كه از نيمه سده هجدهم و براساس آموزههاي فري به نام يعقوب بن يهودا ليب ، كه با نام ياكوب فرانك (1719 ـ 1726) شهرت دارد ، ظهور كرد .
ياكوب فرانك شاخه " فرانكسيت " فرقه كابالا را بر بنياد ميراث شاخههاي متعلق به " شابتاي زوي " و " ناتان غزهاي " بنا نهاد . وي كه به يك خانواده بنا نهاد . وي كه به يك خانواده ثروتمند تاجر و پيمانكار يهودي ساكن اوكراين تعلق داشت و همسرش نيز از يك خانواده ثروتمند تاجر بود ، در جوانب به طريقت كابالا جذب شد ، كتاب " ظُهَر " (Zohare) (كتابي كه موسيبن شم تاولئوني در سالهاي 1280 ـ 1286 ميلادي نوشت و با تدوين اين كتاب ، تصوف رازاميز كابالا به صورت يك نظام فكري و عملي سازمانسافته و منسجم درآمد و شكل نهايي يافت) را خواند و به عضويت شاخه شابتايزوي درآمد . در دسامبر 1755 فرانك از سوي سران فرقه دونمه براي تصدي رياست اين فرقه در لهستان به همراه دو خاخام راهي زادگاه خود شد . فرانك در راس فرقه شابتاي در پودوليا قرار گرفت ولي كمي بعد ، در ژانويه 1756 كارش به رسوايي كشيد .
زماني كه فرانك و پيروانش در يك خانه در بسته مشغول اجراي مناسك جنسي مرسوم در فرقه شابتاي بودند ، به علت باز شدن تصادفي پنجرهها ، مردم مطلع شدند و ... .
يكي از مواردي كه توانسته از كابالا به شيطانپرستي راه يابد نماد " پنتاگرام " يا ستاره پنج پر است كه در بخش بعدي اشاره بدان خواهد شد . اين نماد به مثابه ابزاري براي جادوگران كاباليست مورد استفاده قرار ميگرفته .
همچنين شنيدني است كه بخش عمدهاي از بازيگران و خوانندگان فحشا محور جهان همچون " مدونا " كاباليست ميباشند . " مدونا " سال 2005 رسما عضويتش را در گروه هاي كابالا اعلام كرد و نام يهودي " استر " را بر خود نهاد.
نقطه ديگر اشتراك كابالا با شيطانپرستي ديدگاه جنسي اين دوست كه در هر دو نحله فاسد لذت جنسي در اولويت قرار دارد .
بنيانگذاران كابالا همان افرادي هستند كه سپس نهضتي !!! را با عنوان " پرستش زنان " تشكيل دادند كه ميتوان به صراحت آن را يك جريان شهوتمحور خطاب كرد . اين گروه جرياني را در ادامه بنا نهاد تا رابطه جنسي نه به مثابه يك عمل براي تداوم نسل بلكه در راستاي هدف انسان در زندگي به آن نگاه شود .
برخي از كارشناسان بر اين باورند كه كاباليستها ذائقه جنسي مردان و زنان را در سراسر عالم مورد دستخوش تغيير و تحول به سمت توحش قرار دادهاند ، مانند تغيير جنسيت " مايكل جكسون " و ... .
اگرچه ذكر ساير توضيحات مناسب اين نوشتار ارزيابي نمي شود لكن يادآوري اين نكته ضروري است كه يهوديان و صهيونيستها به شدت از سخن راندن در باب كابالا پرهيز دارند و امروز تنها يك كتاب فارسي در اين خصوص قابل دسترسي بوده و در صفحات مقالات اينترنتي نيز تا دو سال قبل به جز " كابالا شدن مدونا " خبري در دسترس عموم قرار نداشت .
3. نمادها
در بررسي نمادهاي متعلق به شيطانپرستي خط بسيار روشني از ارتباط صهيونيسم و شيطانيسم به وضوح قابل مشاهده است .
در ذيل برخي از نمادها كه به عنوان نگين انگشتر ، گردنبند ، تصاوير بر روي دستبندها ، پيراهن ، شلوار ، كفش ، ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ايران اسلامي نيز راه يافته است ، مورد بررسي و معرفي قرار ميگيرد :
اگر نوشته وسط نماد يعني (Satanism) به معناي شيطانگرايي به همراه دايره حذف كنيم ، آن وقت يك ستاره پنجضلعي بر جاي ميماند كه همان نشانه ستاره صبح يا پنتاگرام (pentagram) باقي ميماند .
اگر خوانندگان محترم با ياد داشته باشند اين همان ابزاري است كه در نجوم كابالايي مورد استفاده قرار مي گرفت و انواع آن در علائم شيطانپرستي ديده ميشود .
اين سمبل نيز همان پنتاگرام است ، با فرق اينكه انواع آن گاه پنجضلعي وارونه (snvertedpentagram ) يا ديو (Buphomet ) و به شكل در ميان نمادهاي شيطانپرستان به چشم ميخورد .
لازم به يادآوري است كه برخي از شيطانگرايان محدوده جغرافيايي " تحت سلطه " اين نماد و در واقع منطقه نفوذ شيطانگرايي را در نقشه ذيل توصيف مينمايند . (محدوده در ايسلند و اروپا)
درميان پنتاگراهاي قبلي تصوير سر يك بز تعبيه شده است كه اقدامي ضد مسيحي ، به اين معناست كه مسيحيان معتقدند كه مسيح همچون يك بره براي نجات ايشان قرباني شده است و با توجه به اينكه ايشان بز را نماد شيطان و در برابر بره ميدانند اين آرم را انتخاب كردهاند .
مشترکات شیطان پرستی و یهود
گذشته از اعتقادات، اعمال و سمبلها، شیطانپرستان، ظاهری متفاوت با دیگران دارند كه می توان آنها را به راحتی از دیگر افراد جامعه، تشخیص داد.بطور مثال مدل موهایشان عجیب و غریب است. اكثرا ابروهایشان را می تراشند یا به سمت بالا طراحی می كنند، رنگ آرایششان اغلب مشكی، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشكالی مانند جمجمه، صورتكهای شیطانی و سمبلها خالكوبی میكنند، لباسهایشان از جنس جیر و چرم و اكثرا به رنگ مشكی و قرمز میباشد، چكمههای چرمی ساق بلند كه اغلب با فلز تزئین شده است میپوشند. افراد وابسته به این فرقه مانند فراماسونها از برخی علائم و نمادهای رفتاری نیز برای ابراز همراهی با این فرقه استفاده میكنند. یكی از این علائم دست شیطان (یا كرنوتی در ایتالیایی) به معنی حكومت شیطان است. این علامت جهانی از سوی سیاستمداران، افراد مشهور و گروههای «هوی متال»، برای اظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به كار میرود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است.
شیطان پرستی مدرن، فراماسونری و صهیونیسم بینالملل
محققان بسترهای ظهور شیطانپرستی در غرب را در پنج عامل میدانند. فلسفه یونانی، پروتستانتیزم (اصلاح دینی)، معرفت شناسی یهودی از شیطان، افول معنویت و ظهور مكاتب فلسفی پوچگرا در عصر حاضر غرب و رمانسگرایی به عنوان كپی دروغین از اسطورهگرایی در جهان اسلام و آئینهای شرقی برای پاسخگویی به خلا ناشی از احساس نیاز به وجود قهرمان، 5 عامل جاری در فرهنگ غربی هستند كه زمینه را برای ظهور و گسترش شیطانپرستی در سرزمینهای حامل این فرهنگ فراهم ساخته است.
افراد مشهور و گروههای «هوی متال»، برای اظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به كار میرود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است
از طرفی صهیونیسم بینالملل با تكیه بر سرمایهداران بزرگ خود و با صرف مبالغ هنگفت، دست به ساخت این جریانها زده و همواره به طور عمدی تلاش میكند تا نمادها و مناسك موجود در آئین یهود را در این فرقهها تعمیم دهد تا علاوه بر در دست داشتن رشته كنترل آنها، همواره تصویر با هیبت و مخوفی را از خود در اذهان جهانی به جا گذارد. البته رفتارهای صهیونیستها كه تبدیل به هستهای خاص و منسجم در دل جامعه یهودی شدهاند، همواره مورد تایید كلیت یهودیان نبوده است و ریشه در محافل ثروت و قدرت جهانی دارد.
به عنوان نمونه یكی از جریاناتی كه توسط یهودیان در قالبی سیاسی بازتولید شده جریان فراماسونری است. هر چند شكل نخستین فرماسونری یك تشكل مخفی صنفی و فنی در دایره معماران بود اما بعدها مورد بهرهبرداری سرمایهداران و قدرتهای پنهان وابسته به محافل صهیونیستی قرار گرفت و تبدیل به جریانی سیاسی و فرهنگی گردید و بر اساس منافع محافل زرسالار و زورمدار حامی خود، در اقصی نقاط جهان گسترش یافت.
از آنجا كه در نسبت میان صهیونیسم و فراماسونری شكی نیست، درباره ارتباط میان شیطانپرستی و صهیونیسم میتوان به نمادها، آداب و مناسك مشترك شیطانپرستی با فراماسونری اشاره كرد.
به عنوان نمونه فصل مشترك مهم و اصلی این جریانها الحاد و مبارزه با دینداری است. از دیگر نقاط مشترك میتوان به فعالیت پنهانی و شبكهای، سانترالیزم شدید در دو تشكل، برخورد قاطع و حذف فیزیكی افراد خارج شده از تشكیلات، مناسك جنسی و انجام رفتارهای نابهنجار و غیر متعارف از سوی افراد در برنامههای گروهی اشاره كرد.
مشتركات شیطانیسم و یهودیت
برخی از آئینهای ساختگی در متون دینی و اعتقادات یهود عمدهترین عامل ایجاد نحله فاسد فلسفی و فرهنگی شیطانپرستی بوده است. از منظر نقش آئین یهود و صهیونیستها در شكلگیری شیطانپرستی چند نكته ذیل قابل توجه است:
1ـ براساس آموزههای یهودی و عبرانی، شیطان نه یك موجود بد، بلكه یك فرشته خادم برای آزمایش انسانها است. (نگاه مثبت یهود به شیطان)
2ـ در مكاشفات بخشی از كتاب مقدس یهودیان نیز به عدد 666 عدد مقدس شیطانپرستان اشاراتی شده و از آن به عنوان عدد وحش توصیف شده است كه باید شمرده شود.
شیطان نه یك موجود بد، بلكه یك فرشته خادم برای آزمایش انسانها است
3ـ خواهناخواه متون یهودی منبع برداشت برای مسیحیان نیز قلمداد میشوند و نگاه خاص یهودیت به شیطان، تاثیرات فراوانی را بر مسیحیت داشته است. 4- وجود كلمات عبری در انجیل شیطانی در كنار كلمات انگلیسی و یونانی
5- حك شدن كلمات عبری در برخی نمادهای شیطان پرستان مثل كلمات عبری روی عصای مخصوص كشیش كلیسای شیطان
6- شیوع آموزههای جادوگری در یهودیت و شیطانپرستی به طور مشترك
7- اشتراك در آداب و مناسك كلیسای شیطان و لژهای فراماسونری مانند سلام شیطان (كرنوتی)، استفاده از ماسكهای عجیب و غریب هنگام ادای مناسك و...
8- اشتراكات فراوان نحله تصوف آئین یهود (كابالا) و شیطان پرستی مانند مناسك جنسی هر دو فرقه، نماد پنتاگرام كه به مثابه ابزاری برای جادوگران كابالیست مورد استفاده قرار میگرفته است و در شیطانپرستی یك نماد مقدس محسوب میشود.
9-از دیگر نمادهای مشترك شیطانپرستان و دین یهود میتوان به بز ، و استفاده از نماد رسمی رژیم صهیونیستی یعنی پرچم این رژیم توسط این جریان الحادی اشاره كرد.
فاطمه ناظم زاده
۷)، استفاده از ماسكهای عجیب و غریب هنگام ادای مناسك و...
8- اشتراكات فراوان نحله تصوف آئین یهود (كابالا) و شیطان پرستی مانند مناسك جنسی هر دو فرقه، نماد پنتاگرام كه به مثابه ابزاری برای جادوگران كابالیست مورد استفاده قرار میگرفته است و در شیطانپرستی یك نماد مقدس محسوب میشود.
9-از دیگر نمادهای مشترك شیطانپرستان و دین یهود میتوان به بز ، و استفاده از نماد رسمی رژیم صهیونیستی محمدعلی گنجی>
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 15:38 توسط VEM
|
به VEM خوش آمدید: