نقش احساس در يادگيري
معمولاً احساسات را به دو دسته‌ي کلي تقسيم مي‌کنند: يک دسته احساسات خوب مانند اميدواري، خوشحالي، نشاط و شادابي ... و يک دسته احساسات بد مانند ناراحتي، اضطراب، نگراني، نااميدي و ...

همان‌گونه که مي‌دانيد فرايند شرطي شدن ذهني يعني پيوند دو حالت در يک زمان در ذهن، به عبارت ديگر زماني که شما يک حالت مشخصي را در خود به وجود مي‌آوريد حالت بعدي نيز که با آن شرطي‌شده فعال خواهد شد. اين فرايند نيز ناخوداگاه است و يکي از خصوصيات رفتاري انسان‌هاست.

زماني که مفهوم يا موضوعي را براي اولين بار تجربه مي‌کنيد و در طول تجربه کردن خود نيز احساس خوبي داريد، مسلماً با تکرار آن تجربه يا حتي يادآوري آن تجربه، احساس خوب به سراغ شما مي‌آيد.

ذهن انسان از به‌يادآوري موضوعي که همراه با احساس خوب است لذت مي‌برد و تمام اين خاطرات را به طور ناخواسته و با کوچک‌ترين تلاش و انرژي مرور خواهد کرد. حالا زمان آن رسيده که از مطالبي که بيان شد به نتيجه برسيم و آن اين است که چگونه از نقش مهم احساس در يادگيري به نفع خودمان استفاده کنيم. زماني که مي‌خواهيد مطلب جديدي را ياد بگيريد سعي کنيد در خود علاقه‌مندي ايجاد کنيد. به خود تلقين کنيد که اين مطالب مفيد و پرکاربرد هستند و احساس مثبت و نشاط داشته باشيد. اين امر باعث مي‌شود مطالبي را که ياد مي‌گيريد با صرف انرژي کم‌تر و راحتي بيش‌تر در ذهن شما جا بگيرد. تمرکز شما در حين مطالعه افزايش يافته و زماني که مي‌خواهيد در ذهنتان اين مطالب را مرور کنيد به دليل اين‌که اين مطالب با احساس خوب شما شرطي شده‌اند به طور ناخودآگاه احساسي از نشاط وجود شما را دربر خواهد گرفت. اين امر باعث مي‌شود مطالب را ناخواسته چندين بار در ذهن خود مرور کنيد و در نتيجه اين مطالب در ذهن شما مستقر شده و تسلط شما نيز افزايش خواهد يافت.