وقتي صحبت از مرگ يک ستاره مي‌شود بيان‌گر اين است که مراحل ديگري هم براي زندگي آن قابل تصور است؛ ستاره‌ها متولد مي‌شوند، زندگي مي‌کنند، جواني و ميان‌سالي خود را طي مي‌کنند و سپس قدم در کهن‌سالي مي‌گذارند، پير مي‌شوند و مي‌ميرند. نکته‌ي مهمي که وجود دارد اين است که گذران همه‌ي اين مراحل بسيار زمان‌بر است و عمر ستاره‌ها خيلي طولاني است. هنگامي که ستاره‌اي مثل خورشيد که ۴/۵ ميليارد سال پيش شکل گرفته است، به فاز پايدار توليد انرژي از طريق فرآيندهاي هسته‌اي تبديل هيدروژن به هليوم مي‌رسد و اصطلاحاً در تعادل هيدرواستاتيکي قرار مي‌گيرد در مرحله‌اي از عمر خود واقع مي‌شود که به مرحله‌ي «رشته‌ي اصلي» معروف است و اتفاقاً بيشتر عمر خود را هم در همين بخش سپري مي‌کند. حضور ستاره در رشته‌ي اصلي تا زماني ادامه مي‌يابد که سوخت هيدروژني موجود در هسته‌ي آن کم‌کم رو به پايان مي‌رود و ستاره به مرور با نزديک شدن به پايان عمرش از رشته‌ي اصلي خارج مي‌شود. در اين مرحله بسته به جرم و ترکيب شيمياييِ ستاره پديده‌هاي مختلفي امکان وقوع مي‌يابند. انفجار ابرنواختري، منبسط شدن و تبديل‌شدن به غول سرخ و … از جمله اين رويدادهاست که در واقع شيوه‌هاي مختلف مرگ يک ستاره هستند.


در مورد خورشيد آغاز اين نابودي زودتر از ۵ ميليارد سال آينده نخواهد بود. خورشيد تا آن زمان در رشته‌ي اصلي مي‌ماند و کمابيش به همين صورت و با همين ميزانِ توليد انرژي به حيات خود ادامه مي‌دهد. بعد از آن در مدت زمان نسبتاً کوتاهي تبديل به غول سرخ عظيمي مي‌شود که شعاع آن حتي مدار زمين را نيز در برمي‌گيرد. خورشيد به اندازه‌ي کافي پرجرم نيست که به‌صورت يک ابرنواختر منفجر شود و مرگي تدريجي و آرام خواهد داشت.