راهکار جديد پژوهشگران براي درمان بي‌حوصلگي

 کسالت و بي‌حوصلگي، يکي از حالت‌هاي ناراحت‌کننده است که در موارد شديد، گاه به استفاده از دارو يا رفتارهاي وسواسي منجر مي‌شود.

پژوهشگران مي‌گويند:هنوز دليل واقعي براي اين حالت که معمولا در طيف گسترده‌اي از شرايط و محيط خارجي يا داخلي، رخ مي‌دهد، پيدا نشده است.

گروهي از روانشناسان دانشگاه يورک کانادا يک نظريه جديد در اين مورد مطرح کرده‌اند که بر اساس آن تمام انواع ملالت و بي‌حوصلي از تعارض ميان توجه و توجه غيرمتمرکز، نشأت مي‌گيرد و تعامل را مختل مي‌کند.

در برخي موارد، چيزهاي مهمي براي جلب توجه وجود دارد در حاليکه اين ميزان در موارد ديگر بسيار کم است. اگر بي‌حوصلگي خيلي به حوزه توجه مرتبط باشد، مي‌تواند راه را براي دستکاري عمدي خستگي و حتي کاهش آن هموار کند.

پژوهشگران اکنون در حال کار بر روي يک پژوهش تجربي براي آزمايش ارتباط دقيق ميان بي‌حوصلگي و توجه هستند.

محققان ابتدا تصور مي‌کردند که اين حالت کسلي بيشتر در ميان بيماران مبتلا به افسردگي شايع است؛ اما با آزمايشات و ارزيابي‌هاي روان‌شناختي دريافتند که اين دو حالت کاملا مجزا هستند.

آنها دريافتند که يک عامل رايج، افسردگي و ملالت را به هم مرتبط مي‌کند.

روانشناسان با بررسي متون کنوني دريافتند که چه به صراحت در آزمايشات آمده يا نيامده باشد، ظاهرا توجه با کسالت ارتباط دارد. هنگامي که افراد نمي‌توانند توجه خود را به کار در حال انجام معطوف کنند، به تدريج بي‌حوصله مي‌شوند. انجام کارهاي بسيار ساده که به تمرکز احتياج نداشته هم مي‌تواند منجر به کسلي فرد شود. از سوي ديگر تلاش براي پردازش يک محيط طاقت‌فرسا با توجه کم نيز مي‌تواند باعث بي‌حوصلگي شود چرا که توجه آنها در جهات مختلف گسترده مي‌شود.

درک بي حوصلگي و توجه به شکل مرتبط، مي‌تواند در ارتقاي چگونگي برخورد با آنها موثر باشد.

بر اساس اين پژوهش، هنگامي افراد متوجه شرايط محرک کسلي شوند، مي‌توانند با تنظيم اين شرايط به بهبود اوضاع کمک کنند.

نتايج اين پژوهش در مجله Perspectives on Psychological Science منتشر شده است